X
تبلیغات
صهبا

صهبا

سالها دفتر مادر گرو صهبا بود ××× رونق میکده از درس ودعای مابود

سخن آخرباخوانندگان صهبا

 
متاسفانه ناشناسی با دسترسی به کلمه عبور "صهبا" اقدام به درج مطلبی  خارج از نزاکت فعالیتهای  مطبوعاتی نموده وسپس امکان دسترسی اینجانب را با تعویض کلمه عبور ناممکن ساخته بود.این حرکت غیر اخلاقی که پس از قریب چند سال از فعالیت "صهبا" برای نخستین بار اتفاق می افتاد موجب نگرانی فراوانی شد هرچند این تعدی ناگوار حاکی ازبی احتیاطی اینجانب در نگهداری از کلید صهبا بود اما بیشتر حکایت از ناامنی فعالیت در فضای مجازی داشت...لذابه محض اطلاع  از این تعرض  با پیگیری فراوانی تا رفع این مشکل کوشیدم واز مطلب انتشار یافته متعدی نیز سلب مسئو لیت نمودم مع الوصف  این حرکت ناشیرین و گزنده موجب شدتا با همه تعلق خاطر واحترامی که به خوانندگان صهبا دارم وبا تمام علاقه وعادتی که به سرکشی گاه وبیگاه این پنجره یافته بودم ناگزیرگردم فعلادر ادامه فعالیت آن تجدید نظر نمایم هرچند ممکن است بنظر عده ای این موضوع دلیل جدی برای توقف درادامه راه به نظرنیاید که دراین صورت می توان آن را بهانه ی برای بازنماندن ازسایرکارها دانست. بدین ترتیب با همه خوانندگان دیده و نادیده صهبا خداحافظی  می کنم وارزیابی خود راازاین تجربه چندساله به وقت وجایی دیگر وامی گذارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت   توسط علی اکبرجعفری  | 

حکایت یک مهمان

ماهاتیر محمد این روزها مهمان کشورمان است وظاهرا چنان مورد توجه قرار گرفته که در دودانشگاه معتبر کشور به وی دکتری افتخاری داده اند.وی که از سال 1981 تا 2003 نخست‌وزیر کشور مالزی بود، با اندیشه‌ای منسجم و مبتنی بر آزادی‌های اقتصادی، توانست به جاودانه‌ترین نخست‌وزیر مالزی  تبدیل شود. برای اینکه به اهمیت ماهاتیر محمد و اندیشه‌هایش برای اقتصادی همچون اقتصاد ایران پی ببریم، لازم است بدانیم که مالزی کشوری است با اکثریت مسلمان، کشوری که به شدت از تنوع قومی برخوردار است (با اقلیت‌های قدرتمند چینی و هندی و اکثریت مالایی) و هم چنین کشوری است نفت خیز (که البته بیشتر نفت تولیدی در این کشور به مصرف داخلی می‌رسد و صادرات اندکی دارد). اینها همه شاخص‌هایی است که شباهت‌های این کشور را با کشور ما نشان می‌دهد.مضافا این که تا قبل از سال 1980 بیش از 50‌درصد مردمان این کشور زیر خط فقر قرار داشتند در حالی که بنابر آمار رسمي دولت مالزی، هم اکنون کمتر از 4‌درصد مردم زیر خط فقر هستند.جالب‌تر از همه این که دولت متحدی به نام مالزی تا قبل از سال 1963 وجود نداشته و از این سال دولت در این کشور شکل می‌گیرد و ایالت‌های گوناگون تحت یک حکومت مرکزی ملی قرار می‌گیرند.
اکنون با حضور این مهمان سوالی که بیش ازهرپرسش دیگردر ذهن خلجان می کنداین است که چگونه مالزی در دوران وی از میان فقیرترین کشورهای آسیایی به یکی از کشورهای تازه صنعتی شده (New Nics) تبدیل شد؟ و این که کارهایی که او انجام داد، آیا از دست و زبان سیاستمداران ایرانی دراین سالها بر نمی‌آمد؟! 

 در ابتدا باید اذعان کرد که ماهاتیر محمد، اندیشه‌ای ساختگرا در جهت توسعه دارد. یعنی معتقد است دولت می‌بایست نقشی فعال در توسعه کشور داشته باشد و از چیزی که خود وی نام آن را «حمایت‌گرایی سازنده» می‌گذارد، دفاع می‌کند.در حالی که در مالزی به طور متوسط از 48 تا 28‌درصد مالیات از بخش خصوصی گرفته می‌شود، زمینه‌های فعالیت بخش خصوصی آن چنان فراهم شده که میزان سرمایه‌گذاری در این کشور رشد بسیار مناسبی دارد. همچنین بنا بر اظهارات ماهاتیر محمد، دولت در هیچ زمینه‌ای که بخش خصوصی فعال است، وارد نمی‌شود و سرمایه‌گذاری نمی‌کند.ماهاتیر محمد از مخالفان ملی کردن صنایع بود و اجازه نداد تا صنایع مالزی ملی شوند و این خدمت بسیار بزرگی بود که در بسیاری از کشورهای دیگر همتای مالزی صورت نپذیرفت. در دوران ماهاتیر محمد، حتی صنایع مادر همانند فرودگاه‌ها، شركت‌هاي عمراني عظیم دولتی، خطوط هوايي، شركت‌هاي آب و برق و بسياري از شركت‌هاي كوچك دولتي خصوصي شدند.اندیشه او به طور خلاصه تعامل نزديك دولت و بخش‌خصوصي بود. اين تعامل به مالایی‌ها اين توانايي را داد كه تجارت خيلي راحت انجام بشود و سود آن نيز از طريق ماليات به دولت برگردد.‌سیاست خارجی تحسین‌برانگیز او هم در رشد اقتصادی این کشور بسیار موثر بود. وی در سال‌هایی که كشورهاي توسعه نيافته عامل توسعه نيافتگي‌خود را به گردن عوامل خارجي مي‌انداختند، راه تعامل با دنیا را برگزید و نشان داد که از مزیت‌های تجارت خارجي استفاده کردن و در عین حال امتیازهایی به این کشورها دادن، بیشتر در جهت استقلال و البته رشد اقتصادی است و این تجربه‌ای است که مالزی مبدع آن نبوده است، بلکه خود از بسیاری کشورهای دیگر این مهم را آموخت.
 این اندیشه‌ تعامل با دنیا تا بدان حد در ذهن ماهاتیر قوی بود که وی زبان اصلی دانشگاه‌ها و مراکز علمی و حتی بسیاری از مدارس را به انگلیسی تغییر داد. همچنین به جای محکوم کردن شرکت‌های چند ملیتی، با یادآوری نقش این شرکت‌ها در افزایش اشتغال و انباشت تکنولوژی در این کشور، با ایجاد محیطی امن و آرام، شرایطی را ایجاد کرد که در دوران حضور وی سیل شرکت‌های چند ملیتی به درون اقتصاد مالزی وارد شدند و به سرمایه‌گذاری پرداختند. این امر تا آنجا گسترده شد که حدود 60درصد سهام شركت‌هاي ثبت شده را به خارجي‌ها واگذار کردند و کارهایی را در جهت رشد اقتصادی انجام دادند که در غیر این صورت امکان انجام آن را نداشتند. جالب‌تر از همه اینکه از 27 ميليون جمعيت مالزي حدود دو ميليون نفر آن را کارگران خارجی تشکیل می‌دهند.
ماهاتیر در سخنرانی مشهور خود در سال 2005 در ایران، جمله‌ای را بیان کردکه شایسته است در پایان از ذکر آن درنگذریم :وی گفت: «ايران يكي از پيشگامان تمدن بوده است كه مالزي در مقايسه با آن هیچ است، اما ما توانستیم (با اندیشه درست) بسیار سریع پیشرفت کنیم.» آری مالزی توانست و ما نتوانستیم. اما نباید از یاد برد کاری که ماهاتیر انجام داد، کار بزرگی بود، اما نه آن قدر بزرگ که از پس معمولی ترین آدم‌ها برنیاید! تنها کاری که وی انجام داد، این بود که در یک کلام به علم اقتصاد، اعتماد کرد. کاری که ما نکردیم! و هنوز هم تكليف خود را با اين مساله درسطوح اجرايي روشن نكرده‌ايم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/13ساعت   توسط علی اکبرجعفری  | 

طعم نمکین تفکیک قوا

« در جامعه­ای که در آن حقوق افراد تضمین و تفکیک قوا بر قرار نشده باشد، قانون اساسی وجود ندارد. » این جمله متن ماده شانزده­هم اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه در سال۱۷۸۹م.  است. امروزه در بیشتر نظام­های سیاسی معاصر، اصل تفکیک قوا به عنوان یکی از شیوه­های کارآمد برای اداره امور جامعه سیاسی و یکی از اصول بنیادی در قوانین اساسی پذیرفته شده است.اما این که رویه های معمول کارگزاران سیاسی چقدر به این اصل توازن بخش حقوق اساسی وفادارمانده است، موضوع دیگری است.درقانون اساسی ما نیز تلاشی در به رسمیت شناختن نسبی این اصل مصروف شده که شرح مفصل آن را در کتابی  باهمین عنوان آورده ام اما بنظرم آمد که استیضاح روزگذشته وزیرکشور با وجودمخالفت قوه مجریه ، آنگاه که توسط جمعی از طرفداران ایدئولوژیک این دولت درقوه مقننه رقم می خورد ،شاید بتواندفارغ ازعوامل وحواشی آن پس از مدتهاذائقه هایی را که ازفترت بی عملی اصول ونظریاتی چون تفکیک قوا خشک وملس شده اند قدری نمکین کند! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/15ساعت   توسط علی اکبرجعفری  | 

امام صادق (ع)بنیانگذار مکتب گفتگو

امام صادق (ع) بعنوان بنیانگذار مکتب تشیع از پیشوایانی است که بی شک دقت دراحوال وافکار وی موجد حکمت های نظری وعملی فراوانی است.شاید یکی اززوایای حکمی مغفول حیات سیاسی ـ اجتماعی این امام همام که درروزگارما بسیارمغتنم و توجه برانگیز است نحو مواجهه ومذاکره با مخالفین وحتی کفار باشد.ظاهرا رئیس مذهب تشیع به مقتضای شرایط زمانی که درآن می زیسته است فرصت مناسبی جهت بحث وفحص علمی وگفتگو ومجادله نظری با صاحبان مذاهب دیگر وحتی منکرین وملحدین شریعت یافته است که قدرمتیقن علاوه بر ماهیت مناظرات ،چگونگی انجام آن نیز امروز برای ما بسیار درس آموز است: 

 قرون اولیه هجري ( هشتم ونهم ميلادي ) در جهان اسلام، دوره رونق بازار ترجمه و تأليف متون فلسفي، سياسي، اخلاقي، پزشكي و ديني فلاسفه، دانشمندان و ارباب و اديان و انديشه‌هاي مختلف غيرمسلمان به زبان عربي ـ به عنوان زبان رايج ومسلط در ميان مسلمانان ـ است.در اين زمان علاوه بر ترجمه آثار متفكران يوناني و اسكندراني؛ متون زرتشتي، آموزه‌هاي مانوي و مزدكي و كتب عهد قديم (تورات) و كتب عهد جديد (انجيل) نيز ترجمه و در اختيار متفكران در قلمرو اسلامي قرار گرفت . زنادقه ( ماترياليستها ) نيز فرصتي يافته تا در اين معركه و نبرد انديشه‌ها از افكار و تئوري‌هاي خود دفاع نمايند، مساجد و از جمله مسجدالحرام و مسجد پيامبر (ص) و برخي فضاهاي عمومي ديگر و حتي گاه منازل شخصي، صحنة پر جنب و جوش مباحثات داغ تئوريك و تبادل و تقابل سخت ديدگاه‌هاي متفاوت و يا متضاد انديشمندان اديان و ايدئولوژي‌هاي زمانه بود و هر صاحب نظر و ايدئولوگي مي‌كوشيد تا با بهره گيري از تمام ظرفيت‌هاي فكري و ذهني، انديشه‌هاي خود را به ديگران منتقل نموده و از معتقدات و باور‌هاي خود به ويژه در قلمرو مسائل بنيادين هستي و از جمله موضوع توحيد و خداشناسي دفاع نمايد.
مركز ثقل مباحث مذكور ـ همانطور كه اشاره شد نه مسائل سياسي ـ اجتماعي كاملاً متصل و معطوف به زندگي معمولي جامعه بلكه موضوعات و مسائل ذهني ـ انتزاعي كلامي و اعتقادي بود .نبرد فكري و فرهنگي كه در آن متفكران وپيشوايان ملل( اديان ومذاهب) و نحل ( گروهها ودسته هاي غير ديني ) براي بيان عقايد واثبات باورهاي كلان خود نه تنها از شيوه هاي معطوف به خشونت بهره نجسته بلكه در شرايطي كاملا برابر و با آزادي كامل بيان وامنيت بعد از بيان و با التزام به رعايت آداب سخن وگفتگو به داد وستد انديشه وادعاها و دلايل خود مي پرداختند.امام ششم شيعيان نيز كوشيد از فضاي فراهم شده در اين مقطع زماني، حداكثرتوان خود را به خدمت گرفته تا ديدگاه‌هاي آيين متبوع خود را درباره مسائل محوري جهان‌بيني كه اصل اول آن به بحث درباره خدا اختصاص مي‌يافت به اطلاع سايرين رسانده و تفكرات خود را نه با بكارگيري روش‌هاي زورمندانه و منطبق با منطق قدرت بلكه با تأكيد بر قدرت منطق و نيرومندي استدلال و بدون توسل به الفاظ و ادبيات توهين آميز به آنها بياموزد. امام فرهنگ‌مدار شيعه كه تئوريهاي خود را در اقناع ذهني مخالفان نيرومند مي‌يافت نه از بابت اخلال در مباني اسلام نگراني داشت و نه خود را محتاج به برافراشتن داغ و درفش و صدور فتوا و حكم براي بسيج مريدان در جهت ايجاد رعب و وحشت و از ميدان برون كردن ناموافقان مي‌دانست. او جواب انديشه را با انديشه مي‌داد. 
گزارش‌هاي تاريخي كه حكايت از گفتگوهاي جداگانه رئيس مذهب جعفري با افرادي ماترياليست به‌نام‌هاي “عبدالملك” ( از اهالي مصر ) “عبدالله ديصاني” و “عبدالكريم ابن ابي العوجإ”، درباره موضوعات اعتقادي دارد، بدين شرح است:

الف) گفتگوي امام با عبدالملك در خانه كعبه و در مسجدالحرام در حالي كه عبدالملك شانه‌اش را به شانه امام مي‌سائيد، انجام گرفت و ادامه آن به بعد از انجام طواف كعبه موكول گرديد. در تمام مدت اين مناظره كلامي (اعتقادى) كه درباره توحيد و خداشناسي بود از طرفين جز بيان استدلال آن هم به روشي مؤدبانه، چيزي شنيده نشد. جعفر بن محمد در جريان گفتمانِ خود با عبدالملك در نهايت تساهل و تسامح، ماترياليست مصري را چهاربار ”يا أخا اهل مصر“ (اى برادر اهل مصر) خطاب كرد تا نشان دهد يك غير مسلمان را مي‌توان به خانه خدا راه داد؛ مي‌توان در شرايطي برابر با او و با رعايت نزاكت درباره وجود مطلق (خدا) به گفتگو نشست و هم مي‌توان ماترياليست منكر خدا و رسول را به تكرار ”برادر“ خطاب كرد و نه تنها به خاطر اين حسن سلوك عالمانه متحمل خسارت مادي و معنوي نشد بلكه در پايان ديالوگ، مخاطب را به سلوك مسلمانان درآورد.
ب) علاوه بر مناظره فوق، مناظره‌اي نيز بين امام با ”عبدالله ديصاني“ در منزل امام و بارعايت همه پيش شرط‌هاي يك بحث علمي‌ـ‌اعتقادي انجام گرفت كه در نهايت با پذيرش اسلام توسط ديصاني پايان پذيرفت.
ج) اما به نظر مي‌رسد مشهورترين ماترياليست دوران امام صادق، «عبدالكريم ابن ابي العوجإ» باشد. او بارها مناظره‌هايي با امام صادق (با حضور برخي از همفكران طرفين‌) انجام داد.
گفتگو‌هايي كه ابن ابي العوجإ را به تحسين شخصيت و دانش امام شيعيان واداشته و منجر به روي‌آوري برخي از همفكرانش به اسلام گرديد.
در يكي از اين سالها، ملاقاتي بين امام و ابي العوجإ در حرم مكه رخ داد و امام از او دليل حضورش را در خانه كعبه پرسش كرد. پاسخ ابي العوجإ اين بود كه ”براي عادت تن و سنت ميهن و براي اينكه ديوانگي و سرتراشي و سنگ‌پراكني مردمان را ببينم اينجا آمده‌ام.»
در حالي كه از اين كلمات بوي توهين به مردم و مقدسات آنها به مشام مي‌رسد، عكس‌العمل امام صادق اين بود كه: «اي عبدالكريم، تو هنوز بر سركشي و گمراهيت پابرجايي؟» به رغم اين حسن سلوك امام، گاه ابي العوجإ در مسجد پيامبر و در حضور اصحاب كلمات كفر‌آميز مي‌گفت! و به همين دليل يك‌بار مورد اعتراض شديد ”مفضل بن عمر“ از ياران نزديك امام قرار گرفت. مفضل كه در برابر كفرگويي ابي العوجإ نتوانست خويشتن‌داري به خرج دهد فريادزنان ابي العوجإ را مخاطب قرار داده، به او مي‌گويد: ”اي دشمن خدا، در دين خدا الحاد ورزيدي و منكر باري‌تعالي شدي.“ ابي العوجإ كه قبلاً حسن سلوك امام صادق را در هنگام گفتگو‌هاي مكرر، تجربه كرده بود؛ به مفضل مي‌گويد: «اگر تو از اهل كلامي بيا با هم تكلم بكنيم؛ هرگاه تو اثبات حجت كردي ما از تو تبعيت مي‌كنيم و اگر تو از اصحاب جعفربن‌محمدي، آن حضرت با ما به اين نحو مخاطبه نمي‌كند و به مثل تو با ما مجادله نمي‌نمايد، به تحقيق كه شنيده است از اين كلمات ( كلمات كفرآميز ) بيشتر از آنچه تو شنيدي و هيچ فحشي به ما نداده است و در جواب ما به هيچ وجه تعدي ننموده و همانا او مردي است حليم، با‌وقار، عاقل، محكم و ثابت كه از جاي خود به در نرود و از طريق رفق و مدارا پا بيرون نگذارد و غضب او را سبك ننمايد، بشنود كلام ما را و گوش دهد به تمام حجت و دليل‌هاي ما تا آنكه ما هرچه دانيم بگوييم و هر حجت بياوريم به نحوي كه گمان كنيم بر او غلبه كرديم و حجت او را قطع نموديم، آنوقت شروع كند به كلام، پس باطل كند حجت و دليل ما را به كلام كمي و خطاب غير بلندي، ملزم كند ما را به حجت خود و عذر ما را قطع كند. ما را از رد حواب خود عاجز نمايد. پس هر‌گاه تو از اصحاب آنچناني با ما مخاطبه كن به مثل خطاب او.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت   توسط علی اکبرجعفری  | 

یادبود طالقانی

نوزدهم شهریورماه سالگرد درگذشت آیت الله طالقانی است.زندگی آن مرحوم یکی ازنمونه های خوبی است که روحانیت ما می تواندبا مطالعه آن در بررسی وارزیابی عملکردخود به قضاوت بنشیند.واقع آن است که با پرهیز از کیش شخصیت ونخبه گرایی واسطوره سازی که متاسفانه عادت بدی برای ما شده است وبه دور از قهرمان سازی های رایج که خوره خوی این خلق است، شاید بتوان بصراحت مرحوم طالقانی را از آدمهای خوش نام وخوش تاثیر تاریخ معاصر ایران دانست.شخصیت او قراردادی وجعلی نیست.به دوراز تکلف وتحریک به صورت طبیعی در ساحت فرهنگ وجامعه ی ماجایی برای خود یافته ودردل ودیده گروههای بسیاری ازمردم،به نیکی سکونت گزیده است.

درمیان مجموعه ویژگی های مهمی که این شخصیت ممتاز از آن برخورداربوده روحیه مدارای وی بسیار زبانزد است بویژه رواداری با جوانان که به روزگاری درمسجدی که نماز می گذاشت (مسجدهدایت) ملجا  ومحفلی برپاداشت از جوانان دردمند وپرسشگر آن دوران و بعنوان یک روحانی که به مسایل زمان و مکانش آشنا بودبا بازتعریف بسیاری ازمفاهیم متعالی نظام اجتماعی اسلام نظیرعدالت،اخلاق،..بویژه آزادی که بقول مرحوم شریعتی :"دل هایی که رنج اسارت را چشیده اند،می توانندپرورنده بزرگ آزادی باشند." ازخودیک شخصیت نوگرای دینی یا روشنفکری اسلامی ساخته بود .البته در تاریخ اصلاح تفکر دینی معاصرباعقبه ایی که به سیدجمال الدین اسد آبادی می رسانند ،شخصیت ها وآثار ارزشمندی از روحانیان به چشم می خورد وشایدیکی از این آثار جاویدان کتاب فاخر "تنبیه الامه وتنزیه المله" آیت الله نایینی باشدکه باوجود ارزش علمی ونوآورانه ای که درفقه سیاسی شیعه دارد ولی به سبب نثر دشوار ومغلق عربی آن کمتر مورد استفاده قرار می گرفت .مرحوم طالقانی با درایت ونکته سنجی به ارزش والبته غربت این کتاب پی برد ودرهمان اوان مبارزات سیاسی خود اقدام به ترجمه ی روان از آن نمود وبا مقدمه وشرح مستوفی برآن برخی ازاقتراحات فقهی-سیاسی خودرانیزدرآنجاآشکارنمود.مدتی است که بنا به علاقمندی ورشته تخصصی، اندیشه سیاسی ومولفه های حقوق اساسی را درتاملات علمای دینی دنبال می کنم در واکاوی وتبویب نظرات مرحوم طالقانی نیز سعی وافرکردم تا به نظام واره ای دست یافته ودر کنار سایرصاحبان اندیشه سیاسی در فقه سیاسی معاصر شیعه به تدوین آنها بپردازم به جهت  پراکندگی آرائ ونظرات آن مرحوم وعدم ثبت وضبط دقیق آنهاقدری کار به دشواری صورت می گیرد ودراین راه نقطه نظرات وراهنمایی صاحبنظران بی شک راهگشاست ومورداستدعا.درهر روامیدوارم  تلاش و وسواس علمی افزونتری تری درحوزه بکر وبایر حقوق عمومی واندیشه سیاسی صورت بگیردکه بی تردید دراین بین میراث فکری علمای سلف قابل اغماض نیست.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت   توسط علی اکبرجعفری  |