تبليغاتX
صهبا
 

یاد شریعتی وچمران آینگان اخلاص ودردمندی گرامی باد.

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت  

ولی بسیار مشتاقم 

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را  .                             


 

نوشته شده توسط جعفری در چهارشنبه 1385/03/31 ساعت موضوع | لینک ثابت


در انتظارمعجزه

در دوران دانشجویی که در یک دبیرستان کار تدریس و مشاوره می کردم مشاهده یک الگوی حل مساله و مواجهه با بحران در دانش آموزان برایم جالب بود. یک جور دور زدن واقعیت، یک جور خرق عادت، یک جور به آشوب کشیدن روند طبیعی و علیه رویدادها، یک جور ترس از پذیرفتن مسوولیت، مواجهه ی غیرمنضبط با زندگی در ذهنیات و رفتارشان بارز بود. مثال: نوجوانی در گفتگو با خود یا دوستش وقتی برای امتحان یا درس پس دادن آماده نبود و از مواجهه با ناتوانی خویش و عواقب آن نگران بود چیزهای فوق العاده محیر العقولی به ذهنش می رسید که برای ذهن ایرانی نه تنها حیرت آور نیست که کاملا طبیعی است. بلافاصله در عالم ذهن او روند طبیعی امور به هم می ریخت:اگر/کاش معلم مریض شود ...اگر/کاش زلزله بیاید...اگر/کاش یکی از بستگانم بمیرد...اگر/کاش امریکا حمله کند...اگر/کاش جواب سوالات به من الهام شود... و بسیاری از این دست گریزگاه ها که ذهن خلاق هر ایرانی می تواند متصور شود. حالا که نگاه می کنم میبینم این به آشوب کشیدن روند امور، به یک خصیصه بارز در رفتار اجتماعی و اخیرا بین المللی ما بدل شده است.همواره معجزه ای آخر الزمانی با قطع و یقین و همین امروز و فردا اوضاعمان را بسامان می کند، کافی است که برنامه ای منضبط نداشته باشیم. کافی است ندانیم کجا می خواهیم برویم.


 

نوشته شده توسط جعفری در شنبه 1385/03/20 ساعت موضوع | لینک ثابت


سایه ابهام در بورس

در عرصه بازار پولى با كاهش نرخ بهره اى كه به وجود آمد، حجم سنگينى از نقدينگى جذب بازار شده است، از سوى ديگر بورس به دليل سقوط شاخص ها و نوسان هاى جدى كه در اين دوره داشته است، به ويژه با توجه به وقوع حوادث مختلف در بورس هاى منطقه بعيد به نظر مى رسد كه اين حجم نقدينگى به سمت بورس سرازير شود. از سوى ديگر، بى اعتمادى نسبت به بازار پولى كشور و نداشتن سود موردنياز با توجه به كاهش شاخص هاى بورس و كاهش نرخ بهره در بانك ها فضاى سنگينى را بر روى بورس ايجاد كرده است كه بورس را مقابل گروهى ثروتمند قرار داده است. در اين حال، با توجه به اينكه تصميم گيرى اساسى در كشورمان در حوزه دولت شكل مى گيرد، شك به مجموعه بازار اقتصادى كشور در كنار فضاى سياسى مجموعه ناهمگونى از بى اعتمادى را براى ما ايجاد مى كنند. از سويى، به طور عام نمى توانيم به صورت تك محورى به مسائل اقتصادى نگاه كنيم. مجموعه اى از شرايط، وضعيت اقتصادى را تشكيل مى دهند، كاهش شاخص ها هم مانع نزديك شدن حجم بازار پولى به حد موردنظر خواهد شد. در چنين شرايطى كه قانون جديد نيز مى تواند به كمك بازار بيايد، اعضاى هيات مديره جديد حدود يك ماه عقب هستند زيرا طبق مصوبات مجلس بايد پيش از عيد كارهاى تصويب اساسنامه  شركت هاى سرمايه گذارى به اتمام مى رسيد و وارد حلقه اجرايى مى شد. اين گروه بايد چالش هاى از پيش به وجود آمده را به نوعى مرتفع كرده و در عين حال چالش هاى جديد را با درايت و در زمان كوتاهى برطرف كنند اما محدوديت زمانى و اجرايى نگرانى و دغدغه زيادى را بر بورس تحميل مى كند. در چنين شرايطى اگر هيات مديره بخواهد با شتاب به سمت تصويب اساسنامه ها حركت كند تا خود را به مرحله اى كه قانون براى آن طراحى كرده برساند، احتمال منطبق نشدن اين اساسنامه ها با نيازهاى بورس وجود دارد. از سوى آينده بورس در سايه اى از ابهام فرو رفته است و ابرهاى ابهام روز به روز فضاى بازار را بيشتر دربرمى گيرند و تصميم گيرى جديد اقتصادى عرصه ابهام را افزايش مى دهد. ورود سهام عدالت نيز در اين مجموعه تصوير ابهام آميز را نسبت به آينده بورس كشور بيش تر كرده است و با توجه به اين دلايل در حال حاضر نمى توان پيش بينى  دقيقى نسبت به وضعيت بازار بورس داشت. هنوز مشخص نيست كاركردهاى قانون جديد چه خواهد بود و اين مسئله خود ابهام آور است. همچنين قانون جديد نتوانسته فضاى اوليه را براى شركت هاى كارگزاران و سرمايه گذارى از نظر اعتماد براى چرخاندن چرخه بازار پولى فراهم كند.


 

نوشته شده توسط جعفری در چهارشنبه 1385/03/17 ساعت موضوع | لینک ثابت


یاد آفتاب دیروز

آن سوی آفتاب مجموعه ای داستانی است که چند سال پیش  نوشتم ،درآن روزگار برخی از وجوه شخصیتی رهبرفقید انقلاب در نگارش این اثر موثر افتاد ولی بیشتر بدنبال واکاوی ظرفیت های بودم که در پاره ای آدمیان آنهم در برهه هایی از تاریخ به ظهور می نشیند. در خصوص این کتاب در فرصتهای دیگر صحبتی به میان خواهم آورد،یاد آن آفتاب دیروز و کیمیای امروز راگرامی می داریم.


 

نوشته شده توسط جعفری در شنبه 1385/03/13 ساعت موضوع | لینک ثابت


نقش شوراهادرمها نارضايتي ها

اعتراض قوم آذري دراين روزها گرچه ممكن است به بهانه طنز وكاريكاتوري باشد كه درروزنامه ايران به چاپ رسيداماناگفته پيداست كه ريشه اين نارضايتي دامنه داربه سيستم متمركز اداري كشور باز مي گردد كه باوجود اقوام مختلف با علائق ودلبستگي هاي خاص كمتر نشانه هاي تمركز زدايي اداري درآن به چشم مي خوردو چون به جهت توسعه نيافتگي امكان برقراري نظام فدراليسم  در آن وجود ندارد.نسخه هاي كه بتواند اسباب واگذاري بخشي از امور اداري مناطق ومحلات را به ساكنان محلي آن واگذار كند آلترناتيو موثري در مهار نارضايتي هاي قومي است .نهاد شورا هادر اين ميان مي توان نقش موثري ايفا كندوهرچه بر دامنه اختيارات آن افزوده شود  هدف فوق الذكر را بهتر تامين مي كند لذا جاي بسي تعجب است كه دولت جديدبا ارائه لايحه اي در صدد كاهش اقتدارات شورا برآمده است و از تصويب اين لايحه  متمركز كردن اختيارات شوراها در دست دولت مركزي را طلب مي كند! امروز ناخودآگاه به ياد بنيانگذار شوراهامرحوم آيت الله طالقاني افتادم. آن مرحوم در اوايل انقلاب و پس از بروز اغتشاشاتي در كردستان به اين استان سفر كرد و شورايي تشكيل داد كه به قول خودش اگرچه نيم بند بود ولي توانست اغتشاش را مهار كند. وي پس از اينكه به تهران آمد، يكراست به قم و به ديدار امام رفت و از مزاياي تشكيل شورا و سپردن امور به مردم دفاع كرد و از ايشان خواست تا از تشكيل انجمن هاي ايالتي و ولايتي در سراسر كشور حمايت كنند و ايشان نيز آيت الله طالقاني را مأمور كردند كه خود زمينه تشكيل شوراها را فراهم كند.
پس از اين ديدار،  آيت الله طالقاني به جمع روحانيون حوزه علميه قم در مدرسه فيضيه رفت و در آنجا گفت: "براي نجات از تشنجات فعلي يك راه به نظر مي رسد، راه شرعي، راه قانوني، راه دنياپسند، مردم بايد واقعاً به حساب بيايند و سرنوشت خودشان را به دست گيرند، آنها بايد بتوانند راهي براي زندگي خود پيدا كنند. به نظر من انجمن هاي ايالتي و ولايتي در هر شهر، روستا و دهكده بايد به وجود بيايد و افراد مورد اطمينان مردم به وسيله خود مردم انتخاب شوند. عده اي مي گويند كه كمونيست ها نفوذ پيدا مي كنند، بكنند، وحشتي وجود ندارد، كمونيسم هيچ چيز نيست. هرچه بيشتر به او فشار بيايد، قوي تر مي شود، چون اسلحه مظلوميت از هر سلاحي قويتر است. كمونيسم مولود استبداد سياسي، اجتماعي و ديني است. اگر ما در مقابل كمونيسم بگوييم كه نمي توانيم مقابله كنيم، در واقع اسلام را ناقص مي دانيم و يا نشناخته ايم... مسئله انجمن هاي ايالتي و ولايتي شب گذشته با امام مورد بحث و بررسي قرار گرفت و چاره انديشي شد كه مردم بايد در سرنوشت خودشان حاكم باشند، ايشان فرمودند كه بايد تشكيل شود. نه دولت مي تواند با امر ايشان مخالفت كند و نه هر كس ديگر. "


 

نوشته شده توسط جعفری در سه شنبه 1385/03/09 ساعت موضوع | لینک ثابت


اعتراض

اينكه كاريكاتوري با تصوير يك سوسك بتواند هزاران نفر را به خيابان‌ها بكشاند تعجب ندارد. خشم انباشته‌ي ايرانيانِ ترك زبان، بابت تصويري كه در شوخي‌هاي روزمره از آنان پرداخته مي‌شود امر ناشناخته‌اي نيست(نمي‌گويم آذري، چون آذري هيچ‌گاه نام يك زبان نبوده‌است). در روايت‌هاي روزمره، تصوير فكاهي ترك‌ها در نظر مطايبه‌كنندگان طيفي از "سادگی تا کج فهمی و..." را دربر‌مي‌گيرد و اغلب كلمه‌ي نازیبایی به عنوان صفت يا استعاره‌اي از همين معاني، در اين روايت‌ها استفاده مي‌شود. اما معنا و استعاره‌ي مطايبه‌شوندگان در اين ارتباط اجتماعي چيست؟ "تحقیر"معنايي است كه تركان از اين روايت برمي‌گيرند. تحقيري كه سبب خشمشان مي‌شود، خشمي كه انباشته مي‌گردد. سوسك به‌عنوان موجودي ضعيف كه مي‌شود با دمپايي توي سرش زد و راه‌هاي مبارزه با آن را در روزنامه‌ي ايران يافت، استعاره‌ي گويايي براي مفهوم حقارت در فارسي معاصر است، كه اين سال‌ها كاربرد بسيارتري هم يافته. سوسک شدن عبارتی است که نسل‌هاي جديد بویژه تهرانی ها،به روشني براي ضايع‌شدن و تحقيرشدن به‌كار مي‌برند. به نظر مي‌آيد قدرت استعاره‌ي سوسك درايجاد پديده‌‌هاي اجتماعي تا كنون ناديده گرفته‌شده بود! به لحاظ معنايي، شايد اگر تصوير حيواني ديگر حتي يك چارپا به جاي سوسك در آن کاریکاتوربود به اين اندازه قدرت تحريك‌كنندگي نداشت.

هرچند رويدادهاي دنبال اين ماجرا خشونت‌هاي نگران‌كننده‌اي درپي داشته، شايد بتوان آن را بهانه‌ي يك گفتگوي ديرهنگام اجتماعي در يك جامعه‌ي چند فرهنگي قرار داد. جالب اينكه ماجرا در هفته‌ي آخر اردي‌بهشت كه از سوي يونسكو به عنوان هفته‌ي تنوع فرهنگي اعلام شده، روي داده‌است


 

نوشته شده توسط جعفری در یکشنبه 1385/03/07 ساعت موضوع | لینک ثابت


خرمشهر تارک ایران،عروس ایران

 دکتر اسلامی ندوشن را غالبا درنویسندگی روان و بی تکلف می شناسیم هرچندنثر های سلیس او همواره از مایه های شاعری برخوردار است ولی کمتر مایل است ازسادگی وروندگی قلم خودبگذرد و موضوعی سمبلیک ونمادین رابانثری  مصنع وغیرمعمول به خواننده بنماید اما گویا عشق ایران ،این رسم وخط را بر هم زده و روزآزادی خرمشهر استاد نثر ایران را به دیگرگونه نویسی نشانده است که در نوع خود زیبا وقابل تامل است:"خرمشهر،تارک ایران،عروس ایران  هرگز نام تو اينسان خرم نبوده ,و شهر نبوده !هرگز تو اينسان آباد نبوده اي .چون اکنون که خرابه اي بيش نيستي خرمشهر,شهر شهرها ,عروس تپيده در خون و پاکيزه چون گلاب,که در جمع بندگان شهوت ,گرسنگان گوشت ,کف بر دهان آوردگان ,بدن خود را دوشيزه نگه داشتي ؛هتک شده ,اما سر به مهر .

و نخل هايت زلف پريشان کرده اند ,گيسو بريده اند ,در عزاي عزيزان ؛نخل هايت چون پريان در چنگ ديوان ؛ در بند کشيده شده ,دهان بر سينه نهاده شد ,و با اين حال کام نبخشيده .


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط جعفری در چهارشنبه 1385/03/03 ساعت موضوع | لینک ثابت


بهانه اي وتذكاري

هفته پيش دانشجویان دانشگاه آزاد برای بازدید بافت تاریخی ندوشن، اردویی را ترتیب داده بودند که قرار بود همراهی اشان کنم ولی این مسافرتهای مکررم به تهران مانع همراهی شد .پس از بازگشت  نکاتي در گزارش پاره ای از آنها دیدم که حاکی از جلوه های خاصی از قدمت و کهنگی این منطقه بود .هریک از آنها روایتی داشتند از جمله دانشجویی که عنوان « شهر خود بنیاد» را برای ندوشن برگزیده بود از دیده ها و شنیده هایش چنین نتیجه گرفته بود که در این دیار مردمان بسیار مستقل و خود اتکاء زندگی می کرده اند.یا دیگری که گزارش جامعی ازمسجدجامع ندوشن تهیه کرده بود و منبر چوبی و قدیمی ۹۰۰ ساله آنرا شناسنامه بی بدیل این ناحیه معرفی نموده بود .به نظرم آمد مجموعه این گزارش ها را جمع آوری کنم تا با حوصله بیشتری از نظر بگذرانم شاید نکاتی در خور  تامل و تحقیق بدست دهند.                                                                                                                 ندوشن از سابقه تاریخی نسبتاْ بلندی برخوردار است.رجال نامداري ازعلما وعرفاي متقدم نظير امام الدين علي قاضي،سلطان حسين فاضل،زين الدين علي خاموش و...  تا دانشمندان نامي متاخر حاکی ازسابقه فرهنگي قابل مطالعه مردمان اين ناحيه است . در دوران آل مظفرکه ندوشن از رونق و گشایش  فراوانی برخوردار بوده  و امیر مبارزالدین حاکم معروف شیراز که خود و پسرش شاه شجاع به ترتیب از توبیخ و تلطف حافظ شیرازی بي بهره نمانده اند.روزگاری از سوی ایلخانان مغول به عنوان راهدار میبد- ندوشن منصوب شده و لذا برخی از عمارات و ابنیه مذهبی این ناحیه که ازارزش تاریخی زیادی برخوردار است حاصل همت این« امیر محتسب »وشریعتمدار خواجه حافظ می باشد                       دراین سالها که عده ای سود جو در پی غارت پاره ای از منابع و ذخائر فرهنگی این ملک برآمده اند و گاهی حتی باناآگاهي آثار و نشانه های تاریخمندی این قوم را تخريب ومعدوم مي كنند. متاسفانه منطقه دیرپا ندوشن نیز از دست اندازی و یغما درامان نمانده و گاهی علاوه بر نسخ خطی و اشیاء ارزشمند تاريخي به ابنیه و قبور  نیز دستبردهایی زده می شود و با حفاریهای غیر مجاز و ناشیانه اسباب امحاء بسیاری از علائم تاریخی و فرهنگی این خطه را فراهم می سازد.جای دریغ آنکه متولیان امر با بی توجهی و غفلت ناخودآگاه زمینه گسترش چنین نامردمی های فرهنگی را فراهم كرده وكمتربه تدبيري اساسي در نگهداري وصيانت چنين مواريث ارزشمندي مي انديشند.برای نمونه داستان نبش قبر کهنه ای در گورستان قدیمی ندوشن را بخوانید و واکنش اولیاء امر راهم ببینید . تا اگرروزی گذرتان به نيويورك ، موزه  مترو پوليتن افتاد وبخش هایی ازاین منبر تاریخی درآنجا دیدید تعجب نکنید.


 

نوشته شده توسط جعفری در سه شنبه 1385/03/02 ساعت موضوع | لینک ثابت


لطف یا قهر؟

اقتصاد ايران صاحب يكي از بالاترين نرخ‌هاي بيكاري در جهان به ويژه در سنين جواني (۱۸ تا ۳۰ سال) است. آمارهاي رسمي نيز نشان‌دهنده افزايش نرخ بيكاري در آخرين فصل سال گذشته از ۹/۱۰درصد به ۲/۱۱درصد است. در چنين شرايطي، تغيير غيرمتعارف دستمزدها مي‌تواند روندي بسيار نامناسب‌تر را رقم بزند و حتي امنيت شغلي كارگران شاغل را نيز به مخاطره افكند. اتفاقي كه متاسفانه پس از اعلام تغيير نامتعارف دستمزدها در ابتداي سال‌جاري به‌گونه‌اي بي‌سروصدا در حال وقوع است. معمول آن است كه اتحاديه‌هاي كارگري از افزايش دستمزدها استقبال مي‌كنند. اما اين بار به دليل نامتعارف بودن ميزان اين افزايش نه تنها كارفرمايان كه خود نمايندگان جامعه كارگري نيز اغلب به اين تصميم معترض شده‌اند.

افزايش نارضايتي از اين تصميم ظاهرا تصميم‌گيران را به اين نتيجه رسانده است كه با تصميمي ديگر از خسارات بيشتر آن جلوگيري كنند. تصميم براي كاهش سهم بيمه كارفرمايان در همين راستا در دستور كار قرار گرفته است. كارفرمايان مي‌گويند افزايش نامتعارف دستمزدها بيش از آنكه براي آنان مشكلات اقتصادي ايجاد كند مشكلات مديريتي ايجاد كرده است كه ناشي از ايجاد دستمزد دوگانه و نيز تبعيض به نفع كارگران تازه استخدام شده است. در سازمان تامين اجتماعي نيز گفته شده است كه كاهش سهم بيمه كارفرمايان امكانات ارائه خدمات بهتر به كارگران را منتفي مي‌كند. بنابراين، ناگفته پيداست كه تصميم  جديد نه‌تنها ناامني شغلي ايجاد شده را حل نخواهند كرد بلكه با افزودن به ناكارآيي سازمان تامين اجتماعي ارائه خدمات تعريف شده اين سازمان به كارگران را نيز با مشكل مواجه خواهد كرد.


 

نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/03/01 ساعت موضوع | لینک ثابت