این روزها خاورمیانه در آتش می سوزد. جهان با نگرانی به این آتش می نگرد و از گسترش آن در هراس است.اما سوالی که پیش می آید آن است که چرا اسراییل دامنه ی جنگ افروزی در منطقه را هر چه بیشتر افزایش داده ویا حتی در صدد است دامنه آنرا علاوه بر لبنان به سوریه و ایران نیز تسری دهد. فرضیه ی نخست آن است که واکنش اسراییل نسبت به این حمله ها ناشی از احساسات است و هیچگونه منطقی بر آن حاکم نیست. اما با اندکی تعمق به نظر نمی رسد که عدم تناسب بین هجوم اخیر اسراییل و اقدامهای متقابل طبیعی باشد و شاید بتوان یقین داشت که اسراییل در حمله های خویش هدف دیگری را می جوید. فرضیه ی دیگر آن است که اسراییل با هر دستاویز حمله ای را برای تسویه حساب کامل با دشمنان خویش دست می یازد. شاید بتوان گفت که حمله ی سهمگین اسراییل به نوار غزه محکی بود تا میزان واکنش جهانی نیز سنجیده شود و متاسفانه پس از عدم واکنش مناسب جهان در مقابل جنایتهای جنگی اسراییل، فضا برای اقدامهای نظامی بعدی آماده شد. گروگانگیری سربازان اسراییلی این فرصت را برای دولت اسراییل فراهم نمود. اسراییل اکنون نه تنها در پی آن است که حزب الله را ریشه کن کند بلکه در صدد است تا بنیان تاسیسات زیربنایی و راه های ارتباطی لبنان با سوریه را برکند؛ در مرحله ی بعدی نیز به سراغ سوریه برود و با حملات مداوم هوایی بنیه ی آن کشور را تحلیل برد. سرانجام فرضیه ی دیگر آن است که اسراییل با هماهنگی ایالات متحده در پی آن است که حماس و حزب الله یعنی بازوهای عملیاتی ایران در منطقه که خطرهای اصلی برای اسراییل هستند را از بین ببرد. مرحله ی نخست این عملیات پیچیده با ترور رفیق حریری و خروج نیروهای سوری از لبنان انجام شد و اکنون با قطع راه های ارتباطی هوایی، زمینی و دریایی حلقه ی محاصره ی حزب الله کامل می شود و تهدید سوریه توسط اسراییل هم برای جلوگیری از مداخله ی آن کشور برای حمایت از حزب الله است که شاید با تطمیع آن کشور تکمیل شود.
نوشته شده توسط جعفری در شنبه 1385/04/31 ساعت موضوع | لینک ثابت
دیروز به دعوت جماعتی،بمنظور تبین واگذاری سهام شرکتهای دولتی به بخش خصوصی ساعتی را در این خصوص صحبت کردم وامروز دوستی ازآن جمع یاداشتهای آن جلسه به من سپرد تا در اینجا بیاورم هرچند به جهت پاره ای پراکندگی های آن رغبتی به درجش نداشتم ولی ظاهرا وی اصرار داشت زحمتش بی نتیجه نماندومن هم به پاس محبتش البته بی هیچ ویرایش در اینجا می آورم .سخن در این خصوص زیاد است .مقاله مفصلی نگاشتم که در روزهای آتی درروزنامه سرمایه منتشر می شود. وحال سخن دیروز:
نوشته شده توسط جعفری در چهارشنبه 1385/04/28 ساعت موضوع | لینک ثابت
سلام خانم دكتر. سلام آقاي دكتر. شما خوبيد خانم دكتر؟ احوال شما چطوره آقاي دكتر؟
جملات فوق عبارات آشنايي است كه بسياري هر روز براي يكديگر تكه پاره ميكنند و البته و صدالبته كه منظور از دكتر در فرهنگ ما هنوز كه هنوز است كسي را ميگويند كه پزشكي خوانده است.
كارآنقدر پيچيده است كه حتي رشتههاي دانشگاه آزاد نيز به دو دستهء پزشكي و غيرپزشكي تقسيمبندي ميشود. مثالهاي سادهتري نيز وجود دارد. كافي است به نوع ديالوگي كه بين آدمهاي مختلف و بچههاي دم كنكور رد و بدل ميشود، دقت كنيد. انشاءا... كه پزشكي را زدي توي گوشش ديگر؟
پس از عزم آخرين دولت برنامهريز پهلوي دوم و نيز دولتهاي پس از انقلاب جهت خودكفايي كشور در زمينهء پزشك عمدهء اعتبارات آموزش عالي و به تبع آن فرهنگ عمومي كشور به سمت تربيت پزشك و تا حد كمتري مهندس (باز هم براي خودكفايي در دانش فني موردنياز جهت اجراي پروژههاي روبه تزايد در زمينهء امور زيربنايي) سوق پيدا كرد. در اين مسير هم و غم تمام نوجوانان و مسير پيش روي آيندهء آنان به ويژه در نواحي كمتر توسعه يافتهتر كشور، امكان ادامهء تحصيل در رشتههاي پزشكي قرار گرفت. اما نكتهاي كه از آن غفلت شده و ميشود، خالي ماندن ساير رشتههاي علوم به ويژه اقتصاد، مديريت ،حقوق و...از ورود جوانان نخبه و داراي ضريب هوشي بالاست. مشهور است كه كندي وقتي به مناسبت آغاز سال تحصيلي دانشگاهها به MIT رفته بود، گفته بود: «دانشجويان اقتصاد بيش از همه ميتوانند به اين پرچم (اشاره به پرچم ايالات متحده) عشق بورزند.» جملات مشابهي را نيز نواز شريف در مراسم آغاز سال تحصيلي دانشگاهها در دانشگاه اعظم اسلامآباد بر زبان رانده بود. عدم جذب نخبگان آيندهء كشور در رشتههاي حياتي آموزش عالي نظير مديريتهاي دولتي و اقتصاد طي ساليان اخير صدمات جبرانناپذيري بر بدنهء نخبگان و تصميمسازان برجاي گذارده است. همگان به ياد ميآورند كه علياكبر ولايتي كه بيش از 12 سال تصدي وزارت خارجه را برعهده داشت، پزشك متخصص اطفال بود يا آنكه طهماسب مظاهري، مهندسي سازه سد خوانده بود. حتي امروز روز نيز كشور در فقدان محمد كردبچه در حياتيترين ركن تداوم صلاح معاش مملكت يعني «فرآيند بودجهريزي» با چشماني نگران به عملكرد جانشين وي چشم دوخته است. به هر روي كم نيستند مثالهايي از اين دست. به روايت بهتر وقتي رشتهء اقتصاد اولويت سيزدهم نخبگان آيندهء كشور است و يا مديريت دولتي و بازرگاني اولويتهاي يازدهم و نهم آنانند به خوبي پيداست كه مكان اقتصاد و مديريت كلان كشور طي حداقل 40 سال آينده در دستان كساني خواهد بود كه بهرهء هوشي متوسط به پايين دارند. حال آنكه در انگلستان، بلژيك و كانادا وضعيت كاملائ برعكس است. به راحتي ميتوان آيندهء اقتصاد كشور را در اين عرصهها تخمين زد: صدور مصوباتي و تدوين قوانيني كاملائ بيربط با شرايط ساري و جاري در بازار و جامعهاي كه قرار است آنها را اجرا كنند. يقين بدانيم كه رويكردهاي آموزش در عرصههاي اقتصاد و مديريتهاي بازرگاني و مالي كشور نيازمند تغييرات گستردههستند. براي اقدام فردا دير است. امروز عمل كنيم
نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/04/26 ساعت موضوع | لینک ثابت
بخش خصوصي با عملياتي شدن اصل 44قانون اساسي حياتي دوباره پيدا ميكند و نقش موثرتري در اقتصاد بازي ميكند، گرچه در شرايط كنوني اندازه بخش خصوصي در حداقل ممكن است و آمارهاي موجود نشان از آن دارد كه بخش خصوصي در سايه بخش عمومي قرار گرفته و توان رقابت ندارد. نگرش به بخش خصوصي در برنامه سوم و چهارم و چشمانداز بيستساله، زمينهاي براي رشد اين بخش فراهم كرده، اما هنوز قدرت بخش خصوصي ايران از نظر حجم سرمايهگذاري، ثبت توليد ناخالص داخلي، صادرات، ايجاد اشتغال،... اندك است.
حاكميت بخش عمومي در اقتصاد به ويژه مالكيت شركتهاي دولتي و حجم عظيم سهام اين شركت در دست دولت، بخش خصوصي را در بازار سرمايه و معاملات آن در حداقل ممكن قرار داده است.
چنانچه پيشبيني واگذاري 80درصد سهام شركتهاي دولتي از طريق بورس تحقق پيدا كند، در حال حاضر معاملهگران و شركتهاي بورسي توان مالي براي خريد سهام شركتهايي كه هنوز «قيمت تمامشده» آنها معلوم نيست، نخواهند داشت و سهام روي دست عرضهكنندگان باقي خواهد ماند و به اصطلاح بازار فاقد كشش معاملاتي شده، در نتيجه عرضه بدون تقاضاي موثر در ركود قرار خواهد گرفت.
بنابراين، عرضه سنگين سهام دولتي با توجه به تجربه قبلي از طريق سازمان خصوصيسازي بايد با مكانيسمهاي خاصي مديريت شود تا به بازار سرمايه كه در حال حاضر منحني عرضه از تقاضا پيشي گرفته، آسيب نرساند. به نظر ميآيد سازمان بورس اوراق بهادار در چنين شرايطي كه مسووليت عرضه سهام شركتهاي دولتي به آن محول شده، نقش پيچيدهاي را در ساماندهي عرضه سهام شركتهاي دولتي را عهدهدار شده است و چنانچه نتواند سياست روشني در عرضه سهام اعمال كند، شوك سنگيني به بازار سرمايه وارد خواهد شد و شاخصهاي موثر در بازار سرمايه را به شدت آسيبپذير ميسازد.
نوشته شده توسط جعفری در سه شنبه 1385/04/13 ساعت موضوع | لینک ثابت
در اولين سالگرد پيروزي محمود احمدينژاد در سوم تيرماه 1384، ارزيابي عملكرد اقتصادي دولت نهم، تحقق شعارهاي انتخاباتي او و گروههاي سياسي حامياش و بررسي سياستهايي كه در يك سال گذشته اجرا و پيگيري شده و سنگ بناي سرنوشت اقتصاد ايران در سالهاي آينده خواهد بود، از اهميت ويژهاي در موقعيت كنوني جامعهء ايران برخوردار است.طرح شعارهايي چون عدالت اجتماعي، رسيدگي به مشكلات مردم در استانها، آوردن نفت بر سر سفرههاي مردم، مقابله با رانتخواران، قدرتطلبان و متعرضين به بيتالمال از سوي احمدينژاد و همراهان سياسي او موجب شد تا شماري از شهروندان، بهخصوص طبقات محروم روستایی و شهری متمايل به دادن راي به عدالت به جاي دادن راي به اصلاحات جناح رقیب شوند. نتيجه آن شد كه مردم به كسي راي دادند كه حرفي از جنس ديگر زد و شعارهايي را پسنديدند كه متفاوت از شعار حاكمان 16 سال گذشته در دولت هاشمي رفسنجاني و خاتمي بود.اما اينك مردم انتظار دارند كه كنترل گرانيها، توزيع متناسب درآمد، استفاده از مواهب درآمد سالانهء ء45 ميليارد دلاري نفت، تامين هزينههاي خوراك و پوشاك و معيشت خانوادهها، تامين هزينههاي مربوط به اجارهء خانه و خريد مسكن، بيمههاي اجتماعي، اشتغال پايدار، تأمين هزينههاي آموزش و پرورش فرزندان و... را شاهد باشند.
نوشته شده توسط جعفری در شنبه 1385/04/03 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY