دیروز در روزنامه ای خواندم رييس شركت توشيبا، در خانهء 83 متري زندگي ميكند!لابد می پرسید مگر می شودمدير يكي ازپردرآمدترین شركتهاي دنيا در خانهء 83 متري زندگي كند، باور كردني نيست! نه; ولي باور كنيد.
متاسفانه فخر فروشي وچشم وهم چشمی كه سالهاست در كشور ما رایج شده است والحق یکی از عوامل عقبماندگي هاست دراینجا موجب شده با بالا رفتن درآمد به جاي آن كه پساندازمان را بيشتر كنيم وسپس سرمایه گذاری وتولید مان را ارتقائ دهیم دائما برمصرف بیافزاییم و اين درد كهنهء خانوادههاي كوچك و بزرگ زیادی در این كشوراست .خانوادههايي كه پدر در دو نوبت كار ميكند و هنوز خانواده لنگ است; چرا كه هزينههاي خود را نميتوانند تنظيم كنند.اين موضوع در خانوادههاي پردرآمد البته به شكل دیگری است، اسراف وتبذیردرمصرفي كه به خريدهاي غيرقابل توجيه می انجامد. شايد لازم باشد كه دوباره تكرار كنيم، مدير يكي از بزرگترين شركتهاي دنيا در خانهء 83 متري زندگي ميكند و كسر شأنش هم نميشود.
باور كنيد كه جوانان را بايد تشويق كرد در كنار تستزني و خواندن فرمولهاي آونگ ساده و سطح شيبدار،قدري هم به خواندن سرگذشت چنين افرادي بپردازند تا دربارهء مردم كشورهاي گوناگون بيشتر بدانند.تعجبي ندارد كه براساس محاسبهء صندوق بينالمللي پول، ژاپن دومين اقتصاد برتر جهان در سال 2006 ميشود
و موضوع همين است، همه چيز از مردم آغاز ميشود مردمي كه نيازمند داشتن الگوهاي درست هستند.
البته الگو فراوان داريم، از الگوي برش لباس گرفته تا الگوي تركيب سس مايونز و اصلاح موي سر، اما به راستي در كشور جواني چون ايران ما نيازمند ترويج كدام الگو هستيم، الگوهایي که به ساخت آينده کشور بیانجامد يا الگوي خوشبودن در حال؟ كجايند سياستگذاران دلسوز كه الگوهاي درستي را به مردم نشان دهند. یزدیهاازگذشته های دور به الگوهای سخت کوشی وقناعت وحسابگری که حتی گاهی به فرهنگ غالبشان تبدیل می شده است نظر داشته اند وشاید سر توفیق واستقامتشان در این شرایط خاص اقلیمی همین روحیات بوده گرچه گاهی به افراط هم کشیده شده اما امروز برای نسل جدید نگرانی ازسویی دیگر است . راحت طلبی ،تجمل گرایی ،مصرف زدگی و بی فردایی... .
نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/06/27 ساعت موضوع | لینک ثابت
سالها پيش در تلويزيون برنامه ای پخش شد که نام «هويت»بر خود داشت تا زماني که فاش شد ,باند فرهنگ ستيز سعيد امامي ,دست اندر کار آن بودند ,کمتر کسي در پي جويي آنچه ناسپاسي و بي لطفي آن، دامن عده اي از کوشندگان نامدار فرهنگ و ادب اين مملکت را گرفته بود ,توجيه مناسبي مي يافت.دکتر عبدالحسين زرين کوب که اين روزها هفتمين سال در گذشتش را گرامي مي داريم از جمله ای آنانی بود که از آن بانگ ورنگ تخدیش برکنار نمانده بودگرچه درآنروزها خاطربسياري از آناني که قدر گرانمايه اي چون او را مي دانستند،آزرده شد.وشماتت آگاهان قوم نیزدامن رسانه ملی را برگرفت و سالهای بعددرجبران آن ادبارها ،اکرام اهالی فضل دردستور کار این رسانه قرار گرفت اما بیاد دارم درماههاي پاياني عمر مرحوم زرین کوب درمراسمی حضور یافتم که جمع زيادي از اهالی فرهنگ وهنر این سرزمین را در تکريم و تجليل مقام بلند علمي – پژوهشي آن دانشی مرد گرد آورده بودو شايد هم عده اي در صدد دلجويي آن مرحوم از آن ناسپاسي ها وخدشه افکنی ها برآمده بودند,درپایان آن جلسه استاد زرین کوب سخناني کوتاه اما پر نغز و با معنا ايراد کردندکه شاید جزء آخرين مطالب بر جا مانده از ایشان باشد والبته شمه ای ازاخلاق دانشمندان اصیل این مرز وبوم دررویارویی با تهمت افکنی و تهتک پراکنی که ظاهرا این روزها درحوزه های سیاسی تب آن بالا گرفته است،دريغم آمد ,آنرا براي دوستان نیاورم: «الدهر يومان:يوم لک و يوم عليک » يک روز نشسته اي از همه جا بي خبر ,به تو خبر مي دهند که برنامه اي به نام هويت درست شده ,تو را هو کرده اند ,يک روز ديگر در خانه ات هستي و مي بيني دوستان مي ايند و با اصرار و الزام از تو مي خواهند که از تو قدرداني کنند .يک روز چنان فراق عالم سوزي يک روز چنين وصال جان افروزي گويا هر کدام جاي خودش را دارد و نه به ان جاي اعتراضي هست و نه به اين افتخاري .از خدا مي خواهم که در همه حال ,همان باشم که هستم و از ان بدگويي ها و اين نکو داشت ها در حالم تغييري پيدا نشود .به هر حال من آنم که خود دانم بلکه در واقع خداي من است که بر نفس من از من داناتر است ,ديگران هرچه مي گويند از پندار خودشان است .من فقط يک جويبار خردم که از چشمه «انه کان ظلوما جهولا» جدا شده ام و به گرداب«کل من عليها فان» با شتاب و سرانداز ,دارم پيش مي روم .کساني که از کنار اين جويبار خرد رد مي شوند ,نگاه مي کنند و جويبار را که زياده خرد است نمي بينند ,خودشان را مي بينند ,تصوير خودشان را که به هر حال در نظر خودشان بزرگ است مشاهده مي کنند . شما عزيزاني که اين طور حسن ظن در حق من ابراز مي فرماييد ,در حقيقت آنچه مي گوييد و آنچه مي نويسيد ,تصوير ضمير شماست .اما اين جويبار خرد چه کند که يک رهگذر,تصوير فرشته را در ان مي بيند و رهگذر ديگر تصوير ديو؟ اين جويبار خرد نمي تواند کار ديگري بکند ,جز اينکه راه خود ادامه بدهد و جز اينکه تصوير کساني که در آن نگاه مي کنند ,همچنان که هست صادقانه ارائه کند .اگر کساني که به خشم آيند ,برآشوبند و خس و خاشاک تهمت و افترا به اين جويبار خرد بريزند و مشرب صافي در اين جويبار را بيالايند که جويبارک خرد,هرگز نمي تواند تصوير آنها را عوض کند .آنان همان اند که هستند,اين جويبار خرد هم همان است که هست .البته مي بخشيد ,من خود از اين که اين نکته ها را به ياد بياورم ,ناخرسندم ,ولي عمر حکايت دارد به پايان مي رسد و سرانجام بايد يک وقتي ,يک جايي اين نکته ها را پيش عزيزان ياد کرد
نوشته شده توسط جعفری در سه شنبه 1385/06/21 ساعت موضوع | لینک ثابت
امروز ۱۹شهریور مصادف با سالروز رحلت آيتا... سيدمحمود طالقاني است. مرحوم طالقانی يكي از معدود چهرههاي سياسي است كه اخلاق و رواداری را با عرصهء سياست بخوبی پیوند زده بود. اين روحاني نوانديش، اگرچه، از حوزه برخاسته بود، اما بيش از همه، با روشنفكراني كه درد دين و دغدغهء ديني داشتند، حشرونشر داشت. با غيرمذهبيها مراوده ومباحثه می کردو هرگز نگاه حذفي به دیگران را روا نمی داشت. روح تسامحجو و مداراگراي آن مرحوم باعث شده بود كه گروهها، افراد و جريانات زیادی از او سیمای پیری خردمند وگره گشا که همواره از بردباری وفراغ نظر فراوانی برخوردار است،ترسیم کنند. او که پایه گذار نهاد شورا ها در قانون اساسی است ،سخت به آداب دموکراتیک زمامداری ونظام شورایی ومدیریت مدارایی پایبند بود.طالقانی در مقام یک عالم دینی نیزمبلغ نوعی دینداری دینامیک بود. جهد وجهاد در جوار رافت و رحمت کلید واژه های تفسیری هستند که او بر قران نوشته است(پرتوی از قران). زندگی سراسر مجاهدت او درسهای زیادی برای آموختن دارد ،بویژه برای آنان که کسوت او را در زندگی برگزیده اند. یادش گرامی باد.
نوشته شده توسط جعفری در یکشنبه 1385/06/19 ساعت موضوع | لینک ثابت
یسیاری از ما بارها شنیده ایم که بيكاري و فقر مادر همهء فسادهاست.متاسفانه از روزگاري كه درآمد نفت اصليترين منبع درآمدي دولت و بودجه را در ايران تشكيل داده است، دولتها در پاسخ به نياز شغلي خود وارد عمل شدهاند و با مداخلهء هرچه بيشتر در فعاليتهاي اقتصادي متكفل پاسخگويي به آن شدهاند كه نتيجهء عملي آن گسترش حجم و بدنهء دولت و به ويژه بخش ديوانسالاري آن شده است به گونهاي كه كمتر دولتي را در دنيا ميتوان يافت كه به لحاظ عده و عده همانند ايران باشد! اما رشد بالاي جمعيت ايران طي سه دههء اخير (دو برابر شدن) و تغيير الگوي زندگي و ظهور نيازها و مطالبات جديد همزمان با ثبات درآمد نفت به نرخ ثابت ديگر امكان ادامهء چنين سياستي را در ايران باقي نگذاشته است، ضمن آن كه تجربهء «اقتصاد دولتي» به دلايل فراوان شكست خورده و ناپاسخگو به كارآيي اقتصادي و نيازهاي روبه تزايد جامعه بوده است.«انباشت سرمايه» موتور محركهء اقتصاد كشورهاست.
به هر ميزاني كه دولت و ملت هر كشوري منابعي را به سرمايهگذاري تخصيص دهند به همان ميزان نيز از رشد اقتصادي و ايجاد اشتغال و رفع فقر بهرهمند خواهند شد و اگر منابع داخلي كفايت ندهد تا آنجا كه امكانپذير است بايد از منابع خارجي براي «انباشت سرمايه» استفاده كنند. در ادبيات اقتصادي براي اندازهگيري «انباشت سرمايه» در كشورها از نسبت سرمايهگذاري به توليد استفاده ميكنند.
بر پايهء مطالعات و تحقيقات اقتصادي انجام شده اين نسبت بايد براي كشور ما بين 35 تا 40 درصد باشد و اين در حالي است كه عملكرد اقتصاد كشور از سال 76 تا 84 از نسبتي حدود 24 الي 29 درصد حكايت دارد.
به عبارت روشن و صريح ميتوان گفت كه مشكل اصلي و كليدي اقتصاد ايران مسالهء«انباشت سرمايه» است و تا زماني كه مجموعهء تصميمگيري و اقدامات نهادهاي حاكم در جهت حل اين مساله نباشد، نميتوان انتظار حل مسايل و مشكلات مبتلابه اقتصاد ايران را داشت.
درستي هر صحبت و شعار و سياست و اقدامي را در ايران بايد در نسبت با «انباشت سرمايه» در اقتصاد ملي محك زد و اين كه چقدر ميتواند به كم يا زياد كردن اين نسبت دامن زند
نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/06/13 ساعت موضوع | لینک ثابت
جدال لفظی که در هفته ی گذشته بین دکتر سروش به عنوان نماینده ی شاخص نواندیشان دینی از یک سو و دکتر سید حسین نصر نماینده ی سنت گرایان از سوی دیگر درگرفت، از پیکاری که یک سالی است بین این دو گروه درگرفته پرده افکند.آقای محمد قوچانی در سرمقاله روز یکشنبه 29 مرداد ماه شرق به خوبی طرفین این جدال و خاستگاه هر یک وحتی پاره ای آثارآنرا کاویده است که خواندن آن را به مشتاقان توصیه می کنم. اما نکته ی مورد نظر من در جای دیگری است. انتقادهای هر دو اندیشمند برجسته ی ما به خوبی می نمایاند که در عرصه ی تبادل نظر هنوز در ابتدای راه قرار داریم. انتقاد نصر از جریان نو اندیشی دینی هر چند گزنده بود و می توانست با عبارتهای ادیبانه تری آراسته شود ولی خطاب مستقیم به کسی نبود.نقد سروش اما بسیار تند تر و در عین حال گذشته سیاسی نصر را هدف قرار داد.به نظرم اگر قرار بر این باشد که در گذشته ی افراد غور کنیم و از برخی سوابق حربه ای بسازیم تا حریف را از میدان به در بریم، نصر نیز دستش چندان خالی نباشد. سروش بارها نشان داده است که در جدال با حریفان فکری چندان به اخلاق علمی پایبند نیست و در بسیاری موارد مخالفان فکری خویش از قبیل فردید و دکتر داوری اردکانی را با تمسک به ظرایف ادب پارسی نواخته است. من نه به آرای دکتر نصر دلبسته ام و نه سروش را مرادی برای خویش می دانم و در عین حال هر دو نفر را از اندیشمندان برجسته ی این مرز و بوم تلقی می کنم گو اینکه به نظرم در عالم نظر سروش بسیار خوش فکر تر و مبدع تر است.البته در برخی موارد نیز ازمغالطه های سروش دل چرکین می شوم. نگاهی به مصاحبه ی روز یکشنبه ی او با شرق چند مورد را می نمایاند. سروش در سیر تحول اندیشه ی خود اکنون به سکولاریسم سیاسی باور دارد، امری که خود آن را تایید می کند ولی این باور را با « حکومت دموکراتیک دینی» که سالها پیش در رویای تحقق آن بود یکسان تلقی می کند و هیچ تعارضی نیز بین آنها احساس نمی کند! در همین مصاحبه او پاسخ نداده است که چگونه می توان بین سکولاریسم فلسفی ( به عنوان مبنای سکولاریسم سیاسی) و گونه های سیاسی و حتا اجتماعی آن تفاوت قائل شد و هیچگونه رابطه ای را نیز بین آنها تصور نکرد؟ این همانی بین نظریه ی « حکومت دموکراتیک دینی» و « سکولاریسم سیاسی» از مقولاتی است که باید سروش دلایلی بر آن اقامه کند که شاید در آینده چنین کند ولی اکنون ادعایی شگفت آور می نماید.افزون بر آن، فرض تفکیک بین سکولاریسم سیاسی و اجتماعی با توجه به ارتباط عمیق میان آن دو نیز محتاج اقامه ی دلایلی است که در انتظار اقامه ی آنها از سوی این اندیشمند هستیم.
نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/06/06 ساعت موضوع | لینک ثابت
اين اقتصاد ايران هم پديدهء جالب و عجيبي است، مثل خيلي چيزهاي ديگر ما. مثل خود ما.پس بي خود، نبایدخود را با مطالعهء كتابهاي اقتصاد خرد و كلان خسته کرد تا رمز و راز اين دايناسوراقتصادي را فهميد. نميشود، منطقش را فهميد. نه به اين خاطر كه منطقش پيچيده است و آدم بايد حتما يك « مخ» رياضي باشد،تا بتواند مسالهاش را حل كند. نه، گمان نميكنم. شما اگرخود فيثاغورث هم باشيد، به كار اين اقتصاد نميخوريد. عرض خود خواهيد برد و زحمت مسوولان را زياد خواهيد كرد. اين اقتصاد عجيب به تمام معنا، خاص خودمان استاين يك سال گذشته را در نظر بگيريد.در حاليكه توليد در مملكت، گرفتار ركود بوده است و ميزان نقدينگي هم 37 درصد افزايش يافته، ولي به گفته مقامات رسمی ميزان تورم كاهش چشمگيري پيدا كرده است !! البته هيچ كس هم توضيح نميدهد كه چه شده و چه پيش آمده كه الان با وجود این ركود توليد و رشد 37 درصد نقدينگي، تورم كمتر شده است!
نوشته شده توسط جعفری در شنبه 1385/06/04 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY