امروز جمعی از اهالی ادب بویژه آنانی که به ادبیات کودکان علاقمندند درانجمن مفاخر ایران گرد می آیند تا به پاس هشتادوپنجمین سال ازعمر بابرکت بنیانگذاروپیشکسوت ادبیات کودک ونوجوان کشور ـمهدی آذریزدی ـ مجلسی بیارایند وبربیش ازنیم قرن تلاش خستگی ناپذیر او آفرین هاگویند.انجمن مفاخرکه ریاست آن بااستاد دانشمندی چون مهدی محقق است شاید جزئ نادر محافلی باشدکه دربرنامه هایی که تاکنون داشته است بتوان شائبه های غیرعلمی روا داشت و ازاین رو تجلیل آذر توسط این مجموعه نیزباتوجه به روحیاتی که ازاو سراغ داریم واجداهمیت خاصی است.دوستانی که در خاتم یزد چراغ کم فروغ فرهنگ وادب این خطه را بامرارت روشن می دارند ،بدین مناسبت ویژه نامه ی مناسبی منتشر کرده اند.مطلبی که درپی می آید چند خطی است که درآنجا به پاسداشت زحمات این پیرمرد باصفا نوشتم:
کودکان افسانه ها می آورند
درج در افسانه شان بس سر وپند(مولوی)
سالهاي پاياني دبستان را مي گذراندم و خواندن كتابهاي غير درسي را تمرين مي كردم كه با قصه هاي خوب مهدي آذر يزدي آشنا شدم .مهدي آذر در اين سلسله كتابهايش از داستانها و افسانه هايي سخن مي گفت كه فارغ از قدري حلاوت تخيل انگيزش كه اشتياق ذهن كودكانه را به خواندن بر مي انگيخت پندها و اندرزهايي هم داشت كه بي شك نوجوانان شوخ و شنگ را در ان سنين خالي از ره گشايي نبود .گاهي گمان مي كنم آن قصه ها كهن كه هريك نيز از كتب گذشتگان صاحب نامي جمع اوري شده بود در وابستگي هايي كه بعدها به تاريخ و ادب اين سرزمين يافتم بي تأثير نبوده اند .نمي دانم ، كودكان امروز چقدر قصه مي خوانند ،شايد كمتر از آنچه ما بدان علاقه نشان مي داديم .ولي ترديد ندارم كه بخشي از قوه تخيل و تأملي كه گاهي مصروف تأني و تجسس در احوال گرانبار پيشينيان و اوضاع روزگار امروزيان مي كنم برخاسته از فضاي پرتكاپوي ان دوران است .
در اين زمانه بي سر و ساماني هويتي و گردباد جهاني سازي گاهي كه بقول آن شاعر عرب از خود می پرسم :"هل تتشبث باي شي؟"بی درنگ در برابر خود مي بينم كشوري با چند هزار سال تاريخ و تمدن و فرهنگ كه عصاره آن در زبده ترين منابع و ذخاير ادبي ان نهفته است حافظ ،سعدي ،مولانا جلال الدين بلخي و ... با آثار نغز وسترگي كه نظاير آن در ساير ملل و نحل جهان كمتر مي توان يافت ،براستی که اینها مهمترين پشتوانه هاي هويت ملي ايرانيان اند و آشنايي با اين مجموعه آثار منظوم و منثور و تعمق و تجسس در انها بي شك قوام بخش شاكله هويتي اين قوم است .
حال پاسخ به اين سوال كه مردم بويژه جوانان چقدر با اين منابع فرهنگي در اين دوران آشنايي دارند و يا اينكه چه ميزان اسباب و زمينه هاي آشنايي ايشان فراهم است قدري از اهميت كاري را كه امثال آذر يزدي ها در اين كشور كرده اند روشن مي كند ؛ شكي نيست كه فهم متون و دريافت ادبيات غني پيشينيان براي مبتديان و نا آشنايان تاريخ ادبيات ممكن است به سهولت فراهم نباشد ولي نهضتي كه از دهه هاي بيست به اين سو توسط پاره اي از استادان دانشمندي همچون مرحوم فروزانفر و نفيسي و ... شروع شد و تا به زریاب وزرين كوب و ... رسيد كه با ويرايش و تصحيح و تنفيح كتب ادبي و تاريخي اين سرزمين دسترسي همگان را بدان منابع ذخاير فراهم نمودند .به شكل ساده تر و محدودتر نيز توسط مهدي آذر يزدي با تخليص و تسهيل حكايات و قصص حكمت آموز همین مجموعه های ارزشمند والبته با نگاه ويژه به مخاطب كودك و نوجوان پايه گذاري شد .
در اين بين يكي از كتابهاي بسيار پر مغز و كم نظيري كه مشحون از نكته هاي تدبير اموز گذشتگان است كتاب « كليله و دمنه » با قدمتي بالغ بر دو هزار سال است كه سراسر نكته هاي ظريف و آموزنده اي را به زبان حيوانات در اشكال تمثيلها حكمي و داستانهاي اخلاقي باز مي گويد .متأسفانه به جهت دشواري متن اين كتاب حداكثر بهره اي كه اموزش رسمي ادبيات ما از ان ميبرد در تدريس متون ادبي و يا تمرين املاء فارسي است ! اين در حالي است كه مهدي آذر قريب پنجاه سال پيش با بازنويسي خلاصه اي از پاره اي داستانهاي كليله و دمنه ،كودكان بي شماري از اين سرزمين را طي نيم قرن گذشته بر سر سفره تجربه و حكمت گذشتگانشان ميهمان كرده است .
به نظرم نكته قابل توجهي كه از مجموعه آثار آذر مي توان دريافت نوعي رويكرد حكمي است كه در ساير مجلدات قصه هاي خوب نيز بوضوح ديده مي شود .او در جلد دوم اين مجموعه به سراغ « قابوسنامه » رفته است كه پند نامه اي جامع الاطراف از عنصر المعالي كيكاوس به فرزندش گيلانشاه است و با لطف ذوق و حسن تعابير و معلومات فراوان به قلم اين امير روشن انديش آل زياردر قرن پنجم به نگارش در امده و علاوه بر حكايات و نصايح اخلاقي از حكمت عملي و بيان وقايع و حقايق هم بر كنار نمانده است و آذر يزدي نيز با نظري نكته ياب توانسته حكايتهايي از اين كتاب فاخر را جمع اوري كند كه اگر چه بظاهر ساده اند اما نكاتي عميق و در خور تأمل فرا روي خواننده مي نهند .
اما جلد چهارم قصه هاي آذر كه به داستانهاي مثنوي و معنوي اختصاص يافته اند بنظرم چشم نواز تر است ،شايد از ان جهت كه چون طعم گواراي اين منظومه بي نظير مولانا را نخستين بار با داستانهايي كه آذر با زباني ساده برايمان وا گفته است چشيده ام و شایداكنون ان حلاوت نخستين چنين داوري پيش مي اورد ولي در هر رو برگزيدن قصه هايي چون فيل در تاريكي ،بقال و طوطي و ... كه سراسر اندرزهاي اخلاقي – اجتماعي در بر دارد حاكي از حسن انتخاب و دقت نظر اوست كه در پي سالها موانست مستمرش با اين منبع عظيم معنوي – ادبي دست داده است .حكايتهای ديگری كه آذر در جلد هفتم مجموعه قصه هايش از گلستان سعدي نقل مي كند نيز شاهدي بر اين مدعاست .سعدي پادشاه سخن است و پيري نكته سنج و با تجربه كه مجموعه حكاياتش انعكاسي از واقعيات جامعه پيراموني اش ميباشد و چون انها را با اشعار و امثال حكمي فراواني اميخته نفوذ كلامش را افزون نموده است .
در توجه آذر به مجموعه آثار ادبي شايد بتوان 21 قصه اي كه در جلد ششم كتابهايش از آثار شيخ عطار جمع اوري نموده نيز اشاره كرد اما در مجموعه آثار وي جاي خالي پاره اي از داستانهاي زيباي شاهنامه ويا آنچه از آثار نظامي گنجوي قابل استفاده بوده و ظاهراً وي از كنار آنها گذشته است قابل كتمان نيست .
در اين ميان دقت و تأملي كه آذر به كتاب آسماني مسلمانان داشته نيز در خور ستايش است .او با توجه و مراقبت خاصي در قصص قران كريم ،تلاش كرده به نقل ساده و بي پيرايه اي از پاره اي قصه هاي قران بپردازد كه سراسر پند و حكمت است و بي شك ارزش معنايي فراواني به آثار او بخشيده است .
بنا به قولي با همه اين اوصاف ،آذر پير سالخورده اي است كه از جهاتي ديگر هم قابل احترام است .اگر بگويم تاكنون نديده ام آدمي را بدين سن و سواد و شهرت كه اينچنين دل و زبان و رفتارش ساده و بي پيرايه و كودكانه باشد شايد باور نكنيد ولي باور كنيد او وقتي حرف مي زند ،خيلي راحت مي خندد و خيلي زود اعتراف مي كند و خيلي سريع بغض گلويش را مي فشارد و با سرعت چشمانش اشك آلود مي شود .آخر، پير مرد خيلي باصفاست.واقعابي غل و غش است – خدا حفظش كند .
نوشته شده توسط جعفری در یکشنبه 1385/11/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
غباري در فضا يا گل سرسبد آفرينش؟ به راستي انسان كدام يك است؟
ما در اين جهان به چه كار آمدهايم؟ آيا وظيفهء ما در اين جهان تنها تبديل اكسيژن به دياكسيدكربن است؟
اگر در هياهوي زندگي روزمره براي تفكر هم فرصت داريد، «درسهاي اساسي فلاسفهء بزرگ» را از دست ندهيد و روش يك تفكر جدي دربارهء هستي را فرابگيريد. اس.اي فراست در «درسهاي اساسي فلاسفهء بزرگ» پرسشهاي يك دانشجوي فلسفه را در فصلهاي گوناگوني چون ماهيت جهان، جايگاه انسان در جهان، خير و شر، ماهيت خداوند، تقدير و اراده، روح و جاودانگي از نگاه انديشمندان بزرگ تاريخ بشر مورد بررسي قرار داده است.
در اين كتاب در ابتداي هر فصل پرسشهاي مرتبط با موضوع آمده است و سپس به ترتيب نظريههاي فلاسفهء نخستين يونان، ديدگاههاي متفكران اپيكوري و رواقي، مواضع انديشمندان مسيحي، پيشروان نهضت رنسانس و سرانجام رويكردهاي فيلسوفان امروزي آمده است.
نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/11/23 ساعت موضوع | لینک ثابت
در ماههای گذشته سرمایه گذاری دراملاک ومستغلات (زمین وآپارتمان و...)به جهت تقاضا زیادی که ناشی از افزایش حجم نقدینگی سرگردان در دست مردم وعدم تدبیر دولت در هدایت ومهار نقدینگی های مزبور به سمت سرمایه گذاری مولدبود به یکی ازمطلوب ترین سرمایه گذاریها در کشور تبدیل شد که آشکارترین اثرش در افزایش زیاد قیمت این کالاها نمود یافته است،اما شاید کمتر به ابعاد نگران کننده دیگری که چنین سرمایه گذاری هایی برای اقتصاد ملی ایجاد می کند توجه شود :
امروز در یک اقتصاد سالم خريد كالاهاي مصرفي همچون زمین وتلفن همراه و اتومبيل به منظور پسانداز و به مثابهء وسيلهء سرمايهگذاري اقدامي خلاف مصالح ملي است، هرچند كه ممكن است به نفع خريداران آنها باشد. گفته ميشود كه افرادزیادی هم بودهاند كه براي خريداملاک اقدام كردهاند. البته، به خريداران نميشود ايرادي گرفت، چون ميخواهند از ارزش پساندازهايشان دفاع و سود كنند.
دولتها همهجا تلاش ميكنند كه پسانداز مردم را به سمت سرمايهگذاري در داراييهاي مولد سوق دهند. سرمايهگذاري در كالاهاي فيزيكي يا داراييهاي واقعي به منظور حفظ آنها و استفاده از تفاوت ارزش، سرمايهگذاري مولد نيست ( البته، اگر شغل خريداران زمین مثلاً اجاره دادن آن بود، اشكالي نداشت.)
سرمايهگذاري غيرمولد نوعي سرمايهگذاري است كه از انجام آن چيزي خلق نميشود و ارزشي به وجود نميآيد. خريد زمین و نگه داشتن آن به اميد سود، و فروختن حتي به 10 برابر قيمت كه براي صاحب آن بسيار مطلوب است، از ديد اقتصاد ملي اقدامي غيرمولد و عبث است. نه تنها ارزشي خلق نميشود، بلكه حتي از ارزش موجود هم كم ميشود: 10 اتومبيلي كه در پاركينگ مجموعهء مسكوني نگه ميداريم، اتومبيل يازدهمي را خلق نميكند. با نگه داشتن اتومبيل، فقط ارزشهاي واقعي مستهلك ميشوند، و چيزي هم از ارزش كاهش مي يابد. سرمايهگذاري مولد آن است كه ضمن كسب سود براي سرمايهگذار، ارزشي هم خلق شود. اينجاست كه بايد همچون همه جاي دنيا، مردم به خريد كالاهاي مالي تشويق شوند: به خريد سهام، اوراق قرضه و مشاركت، سپردههاي ثابت، پساندازهاي بانكي، بيمهنامه، طرح پسانداز بازنشستگي و ... . با اين نوع سرمايهگذاري است كه چيز تازهاي خلق ميشود. كساني كه از وجوه اين ابزارهاي مالي استفاده ميكنند، از محل آن وجوه ارزشهاي تازهاي را خلق ميكنند: كارخانه ميسازند، دامداري ميكنند، فعاليتهاي تجاري ميكنند، موسساتي ميسازند كه خدمات تازهاي عرضه ميكنند، و غيره .پس، همهءكشورهاي دنيا شرايطي را فراهم ميآورند كه پساندازكنندهها به سمت كالاهاي مالي تمايل پيدا كنند. به ويژه ايجاد اين شرايط در كشوري چون ايران كه فرهنگ سرمايهگذاري آن، فرهنگ سرمايهگذاري در كالاهاي فيزيكي چون طلا و اتومبيل و خانه است. بسيار دشوارتر است. حال اگر دولت اقدام لازم براي ايجاد زمينههاي مناسب و سودآور سرمايهگذاري در كالاهاي مالي را فراهم نياورد، مردم مانند ايران به سمت كالاهاي واقعي و فيزيكي سوق داده ميشوند: با طلا و ارز پسانداز ميكنند; چون سهام سودآور نيست، براي كسب سود اتومبيل ميخرند و در خانهء خود پارك ميكنند; خانهءمسكوني ميخرند و خالي رها ميكنند; و حوالهء آهنآلات يا تلفن همراه ميخرند. بر مردم پساندازكننده ايرادي نيست، چون به تجربه دريافتهاند كه سود بيشتر در خريد داراييهاي فيزيكي نهفته است. ميتوانند به اينوسيله از _زير پرداخت ماليات شانه خالي كنند و... . اما، ايراد بر كساني است كه پساندازكردن در داراييهاي فيزيكي را براي مردم، با وضع قوانين مالياتي و ...، سودآور كردهاند.
نوشته شده توسط جعفری در شنبه 1385/11/14 ساعت موضوع | لینک ثابت
بر زمين كربلا باريد و رفت/ لاله در ويرانهها كاريد و رفت/ تا قيامت، قطع استبداد كرد/ موج خون او، چمن ايجاد كرد/ خون او تفسير اين اسرار كرد/ ملت خوابيده را بيدار كرد/ نقش الا الله در صحرا نوشت/ سطر عنوان نجات ما نوشت/ رمز قرآن از حسين آموختيم/ زاتش او شعلهها اندوختيم
نوشته شده توسط جعفری در یکشنبه 1385/11/08 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY