تبليغاتX
صهبا
 

نوروز مبارک

باردیگر نوروز از راه می رسد . «نوروز» و فرا رسيدن سال نو، به ويژه براي ما ايرانيان، به معناي پايان يافتن سختي و سرما و سردي و بيحاصلي زمین است، و غلبهء مجدد «زندگي» و زايش و ميل به رشد و «شكوفا» شدن است بر مظاهر و عناصري از طبيعت كه «سبز»ي و سرزندگي و سرود را تاب نمي‌آورند.

براي  «ملت»ما، همزماني و پيوند ناگسستني آغاز سال نو و «نوروز» با شكوفايي مجدد طبيعت و جوانه زدن سبزه و شكوفه، خودآگاه يا ناخودآگاه، به معناي «تولد مجدد» و «نو شدن» است و نياز به اصلاح و تحول و تغيير. در ناخودآگاه تاريخي «ايرانيان»، نوروز به مثابه ضرورت «جوانه زدن» مجدد و نمادي از پيروزي «زندگي» بر «زمستان» حك و حفظ شده است; و اين كه در دعاي تحويل سال مي‌خوانيم: «يا محول الحول والاحوال، حول حالنا الي احسن الحال» به همين معنا، و ناظر به همين نكته است. «نوروز» - هر سال- ايرانيان را به «مشاهده» و  درس آموزي از «طبيعت» فرا مي‌خواند، و از غلبهء سبزه و شكوفه و شادي پرستوها بر سرما و يخ و برف، شاهد مي‌آورد كه: «زمستان را پاياني است، هرچند به درازا كشد...»«نو شدن» و «تازگي» و سبز زيستن و نياز به تغيير و تحول، البته كه نيازمند «هزينه» و صبوري و فهم پيامدهاي زندگي «نوين» است;  رسيدن به پايان زمستان، پر هزينه است و زمان بر. جشن  «نوروز» بدون سخت جاني و تامل و بردباري و آگاهي بذرها و «جوانه»هاي مانده در رگ گياه و گنجشك‌هاي سرما خورده، به پا نشده، نمي‌شود و نخواهد شد...«نوروز1386»، پايان زمستاني ديگر، بر «عاشقان زندگي» فرخنده!    

هر روزتان نوروز


 

نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/12/28 ساعت موضوع | لینک ثابت


روایتی از اخراجی ها

دیروز فرصتی شد تا فیلم اخراجی ها اثرمسعود ده نمکی که بخشی ازبحث واقبال جشنواره امسال را به خود اختصاص داده بود ببینم.دریغم آمد ازآنچه دیده بودم سخنی به میان نیاید:   

  مسعود ده‌نمكي درکوران حوادث سیاسی سالهای پیش با نشريات خاصي كه منتشر مي‌كرد به نمادي براي نماياندن يك مفهوم يا يك حركت خاصی  تبديل شده بود، حتي امروز كه ديگر از آن فضاي هيجان برانگيز، خبري نيست او يك نماد است و براي آناني كه مي‌خواهند حوادث و رويدادهاي 76 تا 83 را كالبد شكافي كنند و بي‌شك سررشته ادبيات رمانتيك، دو آتشه، تند نشرياتي  كه ده‌نمكي سردبير آن‌ها بود و كنش‌ها و واكنش‌هايي كه اعضا و هواداران جريان مدافع اين ادبيات و در ادامه مطالب شلمچه و ...در اجتماعات از خود نشان مي‌دادند به كساني ختم مي‌شد كه حالا «ده‌نمكي» از ميان آن‌ها بيش‌تر ديده مي‌شود.

اتفاقاً اين همان رخدادي است كه اين جريان هويت خود را در آن ديده و جست‌وجو مي‌كند. براي همين است كه فيلم ده‌نمكي هيچ شخصيتي ندارد و همه نمادند.

از «بايرام» تا «مجيد» از «روحاني محل» تا «فرمانده پادگان» از «آقا مرتضي» تا «ميرزا» از «جوان دزد» تا «نوزانده نابينا» همه نمادند و همه بيانگر يك تيپ در اجتماع، فضاي گفتماني كه بين اين نمادها شكل مي‌گيرد، خود نيز حايز اهميت است و اتفاقاً مقصود از اين همه مقدمه چيني براي واكاوي اين گفتمان است.

نمادها در فيلم «اخراجي‌ها» ( نام فيلم هم تقريباً سمبليك) است بر سر يك موضوع در چالش هستند و آن اصلاح يك گروه از جواناني است كه سيما و صدايشان با آنچه از نظر كارگردان ارزشمند است، متفاوت است. البته اين مساله هم نسبي است چون در بخشي از ديالوگ‌ها نيز فقط تفاوت در واژه‌هاست; آنجايي كه بحث «جگر» پيش مي‌آيد، خود بيانگر همين موضوع است.بنابراين در اين فيلم دو گروه هستند يك طرف از روش‌هاي طرد، تنبيه، سركوب، اخراج براي مصون نگه‌داشتن جامعه دفاع مي‌كند و در طرف مقابل عده‌اي اصرار بر جذب، محبت، نرم خويي و در يك كلمه (تساهل و تسامح) دارند و در پايان فيلم زمزمه زيرلب‌حاجي (محمدرضا شريفي‌نيا) كه با خدا رازونياز مي‌كند،حكايت از پيروزي گروه دوم دارد. و فيلم ده‌نمكي در اين خلاصه مي‌شود كه در يك فضاي كاملاً پرصعوبت جنگ، اضطرار وحمله محیط پادگاني (نظامي) نيز اين فرهنگ تساهل و تسامح است كه مي‌تواند جواب‌گو باشد.بنظرم مضامین چنین فیلمی از آقاي «ده‌نمكي» از نظر گفتماني غير از آن‌چيزي نیست كه درسالهای اخیراو به مخالفت باآن شناخته شده بود .امیدوارم این فیلم نقطهء عزيمت نویدبخشی درتفوق گفتمان رواداری درروابط ایرانیان باشد.


 

نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/12/21 ساعت موضوع | لینک ثابت


آموزش وپرورش دردام قشریگری

ماجراي آزمون «سيرهء نبوي» در يكي از امتحانات مربوط به آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش، چنان تاسف‌بار و به جهت مضامين و محتواي پرسش‌هاي آزمون، توهين‌آميز است كه شايد «سكوت» در قبال آن، بهترين و سنجيده‌ترين واكنش محسوب شود. اما هنگامي كه به ابعاد و حجم و گستردگي دستگاه عظيم آموزش و پرورش، دقيق شويم و تاثيرات و آثار طولاني‌مدت آن را در فرهنگ كشور مورد توجه قرار دهيم، «سكوت» اشتباهي آميخته با «بي‌تفاوتي» به عصر و نسل مي‌نمايد.

ساده‌انگاري است كه پرسش‌هاي بي‌محتوا و توهين‌آميز مطرح شده در اين آزمون، ناشي از يك سهل‌انگاري يا خطاي موردي ارزيابي شود; با كمال تاسف، فاصله گرفتن از «محتوا» و جوهر و هدف پيام وحي و ارزش‌هاي ديني - به ويژه اخلاق، آزادي، عدالت، نوع‌دوستي، حرمت انسان و شعور و آگاهي وي - و پرداختن و اولويت دادن به رو بناها و «پوسته» سال‌هاست كه دامن‌گير بخشی ازاهالي آموزش و پرورش (معلمان وكارمندان) و به تبع آن‌ها، دانش‌آموزان شده است.

اين‌گونه است كه گاه، حفظ كردن محتواي برخي جزوات سطحي و كتاب‌هايي كه فاقد پشتوانه‌هاي علمي و سنديت تاريخي هستند، براي معلمان اولويتي افزون‌تر از ارتقا كيفيت كاري و بهبود نحوهء تعامل‌شان با دانش‌آموزان مي‌يابد.قربانيان اصلي، كودكان و نوجواناني هستند كه قرار است در سيستم آموزش و پرورش «رشد»كنند و شكوفا شوند و براي فرداي كشور، عنصري بالنده، خلاق و دانشمند محسوب شوند....

دستگاه عريض و طويل وپرهزینه آموزش و پرورش كه بايد مهد دانش و اتخاذ رويكردهاي نوين علمي باشد و پيوسته از جديدترين روش‌هاي آموزشي و تكنولوژي مربوطه و نيز روانشناسي و ديگر علوم وابسته،سودجويد و بهره گيرد به‌خاطر اتخاذ رويكرد اشتباه و غلتيدن در دام «شكل‌گرايي» بر مبناي يك جهان‌بيني غيرعلمي و باورهاي خرافي و موهومات، هر روز از كارويژه‌ها و اهداف خويش دورتر مي‌شود و بر شمار قربانيان و آسيب‌ديدگان دستگاه تعليم و تربيتي خود مي‌افزايد.

محصول طبيعي آن‌چه كه آموزش و پرورش «عرضه»مي‌كند و به دانش‌آموزان «مي‌آموزد»اين روزها در جاي‌جاي كشور، قابل مشاهده است.

تظاهر، فاصله گرفتن از ارزش‌هاي انساني و اصول اخلاقي، بي‌توجهي به فرهنگ و هويت ايراني،خشونت‌ورزي و گرايش به‌ناهنجاري‌هاي اجتماعي و... يك شبه شكل نمي‌گيرند; آن‌چنان كه تولد و توليد نوجوانان و جواناني كه پيوسته «پرسش‌گر»‌اند و جست‌وجوگر و در پي حقيقت فزون‌تر و صبور، نوع‌دوست و آزاده، منصف و ميهن‌دوست و عقلاني و معنوي به يك باره رخ نمي‌دهد; روندي است كه در يك سيستم صحيح و اصولي قابل تحقق است.

اتفاق اخير در آموزش و پرورش، يك رويداد بي‌سابقه يا غيرمترقبه محسوب نمي‌شود; واقعيت موجود، فقط خود را در جايي ديگر عرضه كرده است...


 

نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1385/12/07 ساعت موضوع | لینک ثابت