تبليغاتX
صهبا
 

مهجوریت علوم اجتماعی

روز گذشته یکی از اطرافیان برای مشورت در ثبت نام دانشگاه آمده بود او که دررشته اقتصاد پذیرفته شده است پس از قدری گفتگو نگران بازار کار آن بود والبته نگرانیش چندان نابجا هم نیست.هرچندبه اوگفتم رشته موردنظرش دردنیا از اهمیت وتوجه خاصی برخوردار است وبی شک، دانستنی های خوبی  برای دانش آموختگانش فراهم می آورد ولی دغدغه او مرتفع نشد .با خود فکرکردم دلیل این امر چیست؟ آیا کارفرمایان در بازار کار قدر علم و کاربردهای آن را نمي‌دانند؟ به نظر مي‌رسد که نمي‌توان چنین فرضی را پذیرفت چرا که عقلانیت عاملین اقتصادی آنها را به سمت هر امر سودآوری سوق مي‌دهد، لذا اگر اقبال لازم به علوم اجتماعی به طور عام و علوم اقتصادی و مدیریتی به طور خاص در بازار وجود ندارد، دلیلش این است که از دید عاملین اقتصادی این علوم نمي‌توانند نقش قابل توجهی در سودآور شدن فعالیت بنگاه‌ها داشته باشد.
چون چنین تفکری حاکم است، تقاضای جدی برای خدماتی که دانش‌آموختگان علوم‌اجتماعی نظیر اقتصاد و مدیریت عرضه مي‌کنند وجود ندارد. نتیجه طبیعی عرضه خدمات زیاد به دلیل گسترش دانشگاه‌ها و تقاضای کم صنعت و بازار برای این خدمات، ارزش پایین برای چنین خدماتی است که به شکل دستمزد کم ظاهر مي‌شود.
حال سوال را باید یک مرحله عقب‌تر برد تا موضوع روشن‌تر گردد. سوال این است که چرا عاملین اقتصادی در بازار اعتقاد چندانی به سودآوری خدمات دانش‌آموختگان اقتصاد و مدیریت ندارند و به آنها به دید خدماتی لوکس و زینتی مي‌نگرند در حالی که این علوم در جهان توسعه‌یافته غرب بر اساس نیازهای جدی شکل گرفته کارکردهای وسیعی دارند و ابدا شان زینتی و تشریفاتی ندارند. در کشورهای پیشرفته علم و تحقیق امر لوکس و تشریفاتی نیست، بلکه اثرات چشمگیری در حوزه‌های مختلف بازار کار دارد و دقیقا به همین دلیل نیز مي‌تواند منابع مالی لازم را به دست آورده و پیشرفت کند. در واقع پاسخ به سوال قبل منوط به مقایسه دقیق‌تر وضعیت تجارت در ایران و کشورهای غربی است.
در کشورهای غربی فشار رقابت موجب گردیده تا بنگاه‌ها همواره انگیزه‌های لازم برای بهینه کردن فعالیت‌های خود را داشته باشند چرا که اگر نتوانند هزینه‌های خود را کاهش دهند یا نوآوری کنند، در بازار پر رقابت به سرعت حذف خواهند شد. به عبارت دیگر منطق اقتصادی حاکم بر فضای کسب‌و‌کار همواره برای عاملین اقتصادی انگیزه لازم در جهت بهبود مستمر فعالیت‌ها را به وجود مي‌آورد.
در کنار عامل رقابت، عدم مداخلات دولت و مخدوش نبودن قیمت‌ها موجب گردیده تا اختلالات بازار به حداقل برسد لذا این دو عامل در کنار هم موجب مي‌شوند تا بنگاه‌ها به 80‌درصد مرز كارآيي برسند. تمام رقابت بنگاه‌های پیشرو برای تحقق 20‌درصد باقی‌مانده است. در چنین حاشیه‌ای تکنیک‌های مدیریتی و مفاهیم اقتصادی نقش قابل‌توجهی ایفا مي‌کنند. مفاهیم مدیریتی و اقتصادی مفاهیمي‌هستند که وقتی در بنگاه‌ها به کار بسته مي‌شوند مي‌توانند «کمی» وضع را بهبود بخشند اما این مقدار «کم» در فضای رقابتی اهمیت فوق‌العاده‌ای مي‌یابد چرا که فرق بنگاه برنده و بازنده در همین مقادیر «کم» است.
به عبارت دیگر اگر بنگاهی با 85‌درصد كارآيي عمل کند و بتواند بنگاهی که 80‌درصد كارآيي خود فعالیت مي‌کند را پشت‌سر گذارد، آنگاه مي‌تواند 100‌درصد منفعت حاصل از رقابت را به‌دست آورد. همین امر انگیزه لازم برای اینکه بنگاه‌ها برای این بهبودهای جزئی هزینه کنند را فراهم مي‌آورد. به عبارت دیگر در شرایطی که رقابت شدید باشد و تفاوت در حاشیه‌ها (margin) تعیین‌كننده برنده و بازنده باشد، منطق اقتصادی پشتیبان به کارگیری مفاهیم مدیریتی و اقتصادی خواهد بود.
حال به ایران برگردیم. فضای کسب‌و‌کار در ایران به جز برخی بخش‌ها چندان رقابتی نیست و تا وقتی فشار رقابت وجود نداشته باشد، انگیزه اقتصادی برای تن دادن به این پیشرفت‌های جزئی وجود نخواهد داشت.
به خاطر دارم که درسال پیش  به بازدید یکی از کارخانه‌هاي نسبتا انحصاری رفتیم. مدیر کارخانه با افتخار مي‌گفت چون بازار مطمئنی در اختیار ماست و فروش خوبی داریم دلیلی برای تغییر و متنوع کردن محصولات نمي‌بینیم. سخن او اگرچه به ظاهر گزنده است، اما کاملا با محاسبات منطقی و اقتصادی سازگاری دارد.
این فشار رقابت است که بنگاه‌ها را به تحول و تحرک وا مي‌دارد و تا وقتی چنین فشاری در کار نیست، نوآوری و بهبودهایی از این دست مثمرثمر نخواهد بود.
نکته دیگر و تا حدی مهمتر این است که حجم مداخلات دولت در داخل بنگاه‌های اقتصادی نسبتا زیاد است. این امر خود موجب ناكارآيي‌های شدیدی گردیده و منطق سودآوری را غیرمرتبط با فعالیت‌های اقتصادی گردانده است. به عنوان مثال تا وقتی که بنگاه‌های صنعتی مي‌توانستند به ارز ارزان دست یابند و از این طریق سودآوری خود را حفظ کنند، توجیهی برای استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های مدیریتی وجود نداشت.
مداخلات این چنینی دولت پایان‌ناپذیر است که آخرین نمونه آن تصمیم ناگهانی برای تقلیل شدید ساعات کاری در ماه رمضان است. این قبیل تصمیمات بی‌تردید در افت عملکرد بنگاه‌های اقتصادی نقش چشمگیری دارد و تا وقتی که رقابتی در کار نباشد و بنگاه به نوعی به رانت‌های دولتی وابسته باشند، افت عملکرد و كارآيي آنها دریغ و افسوسی را بر نمي‌انگیزد.
در این فضای کسب‌و‌کار، روشن است که تکنیک‌ها و مفاهیم مدیریتی که بتواند كارآيي را در حدود 10-20‌درصد ارتقا دهد، مورد توجه قرار نخواهد گرفت و بیشتر جنبه زینتی و لوکس خواهد داشت و تا وقتی چنین است تقاضای واقعی برای چنین خدماتی ایجاد نخواهد شد و به تبع آن دستمزد فعالیت در چنین عرصه‌ای چندان سودآوری نخواهد داشت.


 

نوشته شده توسط جعفری در دوشنبه 1386/06/26 ساعت موضوع | لینک ثابت


امكان كار گروهي

در رويدادي بسيار مهم و قابل تقدير، تيم ملي واليبال نوجوانان كشورمان، قهرمان جهان شد و بر سكوي نخست مسابقات جهاني ايستاد. نايل شدن به چنين مقام در خور ستايشي، از زواياي گوناگون، قابل ارزيابي و تحليل است; «امكان كار گروهي» و رد اين ديدگاه متصلب - و متاسفانه به علل و دلايل متعدد، فراگير شده - كه يكي از ويژگي‌هاي فرهنگ ايراني، ضعف كار جمعي است، اينك نمونه و شاهدي ديگر يافته است. سخن اين نيست كه «با يك گل بهار مي‌شود»; اما بي‌ترديد، پيروزي تيم ملي واليبال نوجوانان ايران نيز تنها «گل» و نمونه از اين دست موفقيت‌ها، در حوزه‌هاي مختلف - و از جمله ورزش - نيست. به ديگر سخن، حال وظيفهء مدعيان اين سخن كلي و «ذات‌گرايانه» است كه اثبات كنند ضعف كار جمعي يكي از ويژگي‌هاي ايرانيان محسوب مي‌شود.

فرهنگ هيچ كشوري - به ويژه كشوري همچون ايران با تنوع اقليمي، قومي و مذهبي - قابل فروكاستن به يك مفهوم جامع نيست; گوناگوني‌هاي فراواني در فرهنگ وجود دارد. ضمن اين‌كه اساسا فرهنگ در طول زمان و در شرايط مختلف و در تعامل با فرهنگ‌هاي ديگر - هر چند به‌گونه‌اي تدريجي و بطئي - دگرگوني مي‌يابد. اين‌چنين سخن گفتن از فرهنگ ايراني- و نيز خلق و خو و روحيات ايراني به مثابهء يكي از اجزاي اصلي آن- به عنوان مفهومي ثابت و ايستا، قابل تامل مي‌كند. فرهنگ ايراني و ويژگي‌هاي ايرانيان را همچنين نمي‌توان از منظر ذات‌باوري و يك‌ذاتي مورد تحليل و ارزيابي قرار داد و به قضاوت نشست; رويكرد ذات‌انگارانه و نگاه استاتيك و ثابت به مقولهء فرهنگ- و ويژگي‌هاي فرهنگي يك ملت- خطايي نه چندان كوچك، محسوب مي‌شود.چرا كه در اين صورت، منطق تغيير و تحول در فرهنگ و امكان اصلاح و ارتقا و بهبود ويژگي‌هاي فرهنگي را نفي كرده‌ايم; امري كه حداقل شواهد متعددي دال بر نقض آن موجود است. قهرماني نوجوانان واليباليست ايران افزون بر آن‌كه يك شاهد قابل‌توجه ديگر از امكان كار گروهي موفق اين ديار به حساب مي‌آيد، واجد يك اميدواري ديگر نيز هست: تحولات و اتفاقات ميمون و مبارك در نسل جديد- و نوجوانان و جوانان اين مرز و بوم- كه به كار گروهي، گرايشي افزون‌تر دارند و نمونه‌هاي موفقيت‌آميز و درخشاني از آن را به نمايش مي‌گذارند. به ديگر سخن، اگرچه گزاره‌هايي از اين دست كه «كار گروهي در ايران ضعيف است» را در سال‌ها و د‌هه‌هاي اخير- و از سوي بسياري نويسندگان داخلي يا مستشرقين يا حتي مردم كوچه و بازار- فراوان شنيده‌ايم، اما اينك و اندك اندك، با پيروزي‌ها و توفيقات مكرر گروه‌ها و تيم‌هاي ايراني در عرصه‌هاي گوناگون، مشخص مي‌شود كه مي‌توان از منظري ديگر نيز به فرهنگ ايراني نگريست; زاويه‌اي كه واجد تاكيد بر امكان كار گروهي در اين كشور و توسط اين ملت است. به ويژه «اميد»هايي كه نوجوانان و جوانان مي‌آفرينند; «اميد» به آينده‌اي درخشان‌تر كه در آن كار گروهي نيز - در عرصه‌هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي و سياسي - گسترده‌تر، ماندگارتر و پرپيروزي است.

اين «اميد» - و «ايمان»ي كه نظير آن را در موارد مختلف و مقاطع گوناگون از تاريخ كشورمان شاهد بوده‌ايم - مولفه‌ها و مقوله‌هايي غيرقابل فروگذاشتن هستند که می تواند بسان سرمایه ی اجتماعی قابل اعتنا به کارگرفته شود.


 

نوشته شده توسط جعفری در سه شنبه 1386/06/06 ساعت موضوع | لینک ثابت